مستشرقین و مهدویت

اشاره:از دو قرن پيش ، مستشرقان با انگيزه هاي تبشيري و استعماري و در برخي موارد علمي. راهي مشرق زمين گشتند و به جهت ناآشنايي و عدم دسترسي به منابع اوليه چهره ناقص و نادرستي از تعاليم اسلام ارائه دادند.برخورد آنان با مهدويت نيز به دنبال ظهور متمهدياني چون مهدي سوداني يا مطالعه كتبي مانند مقدمة ابن خلدون بوده،كه احاديث مهدويت را مجعول ونادرست مي شمرد.البته كساني چون پروفسور هانري كربن ، به جهت آشنايي با مرحوم علامه طباطبايي، به حقايقي در اين زمينه دست يافته اند.مقدمه استشراق، شرق شناسي يا خاور شناسي ، معادل كلمه Orientalism ، از ماده Orient، به معناي شرق، بر اعمال مستشرقان در قبال فرهنگ مشرق زمين اطلاق مي شود كه عناصر زبان، ادبيات، هنر، آداب و رسوم ،افكار و عقايد وديگر عادات و سنن را در بر مي گيرد.1اهداف مستشرقان متفاوت بوده است؛ برخي با انگيزه هاي تبشيري و تبليغ مسيحيت ، برخي با اَغراض استعماري و به منظور استيلاي سياسي ، فرهنگي و گروهي نيز صرفاً با انگيزه هاي علمي و به منظور فرونشاندن عطش دانايي، عازم ديار شرق گشته اند.2عمده ترين موضوع تحقيق

ادامه نوشته

پيشينه شرق شناسي

پاره‌اي از انديشمندان معتقدند، شروع شرق‌شناسي در غرب مسيحي از زمان تصميم شوراي كليساي وين در سال 1312 آغاز شده است. ادوارد سعيد در اين‌باره مي‌گويد:
«شروع شرق‌شناسي را در غرب مسيحي از زمان تصميم شوراي كليساي وين در سال 1312 مبني بر ايجاد يك رشته كرسي‌هاي زبان عربي، يوناني، عبراني و سرياني در دانشكده‌هاي پاريس، آكسفورد، بلونيا، آوينيون و سالامانكا مي‌دانند. با اين حال در هرگونه بررسي و مطالعه شرق‌شناسي نه تنها شرق شناسان حرفه‌اي و آثار مربوط به ايشان، بلكه مفهوم ساده يك رشته مطالعاتي كه پيرامون جوانب جغرافيايي، فرهنگي، زبان‌شناسي و نژادي يك واحد خاص به نام شرق كار مي‌كند، بايد ملحوظ نظر باشند»
(1)
در واقع نخستين شرق‌شناسان و اولين زمينه‌هاي پژوهش پيرامون اين موضوع در قرون متاخر توسط كشيشان و راهبان مسيحي و يهودي آغاز شد. آنان نخستين كساني بودند كه برخوردار از انگيزهاي قوي ديني بودند و با اين زمينه‌هاي علمي مي‌خواستند، به شناخت بيشتر فرهنگ اسلامي و شرقي دست يابند. محمد دسوقي در

ادامه نوشته