سلامتی تن و روان 19
مراتب طلب
طلب داراى مراتبى است كه اين مراتب، تا بىنهايت ادامه دارد.
سالك الى الله بايستى چون پلههاى نردبان، اين مراتب را طى كند، اما در مجموع، مىتوان به مراحل سهگانه زير نيز اشاره نمود:
مراحل ابتدايى:
شكستن خود، در جهت انجام واجب و دورى از حرام.
مراحل متوسط:
شكستن خود، در جهت عبوديّت و بندگى.
مراحل نهايى:
فناى وصفى و فعلى و ذاتى، در ذات احديّت.
پس عدم گردم، عدم چون ارغنونگويدم كانّا اليه راجعون،
دوام طلب
به علت بىنهايت بودن پلههاى نردبان طلب، نبايد در موقع صعود در هيچ پلهاى توقف كنيم.
بايد در صعود خود، دوام داشتهباشيم و هيچ يك از مراتب صعود، ما را نفريبد.
ضمناً بايد دوام نعمت طلب را با شكر بر آن، مداوم كنيم.
خداوند بزرگ، در آيه 17 سوره عنكبوت مىفرمايد:
(فابتغوا عند الله الرّزق واعبدوه واشكروا له إليه ترجعون)
پس روزى را پيش خدا بجوييد و او را بپرستيد و وى را سپاس گوييد، كه به سوى او بازگردانيده مىشويد.
خداوند در اين آيه، به وضوح، طلب و پايدارى در طلب و شكر آن اعمال عبودى را گوشزد مىفرمايد.
،
موانع طلب
موانع طلب در درون ما، هواى نفس و خواستهاى غير منطقى نفس و تن است، و در بيرون ما شيطان است; يعنى در حقيقت، موانع طلب، در درون خود ما جاى دارند.
منِ مجازى انسان، كه همان مجموعه خواستهاى غير منطقى نفس و تن است، انسان را به سوى غير خدا دعوت مىكند و در حقيقت انسان را به غفلت مىبرد و از راه بازمىدارد.
،
نشانههاى طلب
از نشانههاى طلب، دردمندى و پايدارى در رسيدن به وجه الله است.
خداوند بزرگ در آيه آخر سوره كهف مىفرمايد:
(يفمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عم صالحاً ولا يشرك بعبادة ربّه أحداً)
پس، هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد، بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد.
دردمندان را نباشد فكر غيرخواه در مسجد برو خواهى به ديرغفلت و بىدرديت فكر آورددر خيالت نكته تكبر آوردجز غم دين نيست صاحب درد رامىشناسد مرد را و گرد راحكم حق را بر سر و رو مىنهدحفظ و فكر خويش يكسو مىنهدبايد مواظب باشيم كه مدعى دروغين طلب نباشيم، بلكه با حضور قلب و عمل صالح طلب را نشان دهيم.
،
مجاهدت در راه طلب
مجاهدت در راه طلب، دورى از هواى نفس و فريب شيطان است كه اين دو، دشمن اصلىاند.
مجاهدت در راه طلب، همان تزكيه و مقيّد بودن به تكليف است و در اين راه بايد به تدريج عمل كرد.
هر چه طلب جدىتر باشد، مجاهده قويتر است و اگر سالك به تكليف خود (كه هميشه بار سنگينى بر دوش اوست)، درست عمل كند، عين مجاهده در راه طلب خواهد بود.
،
كمك گرفتن از علم و صبر در راه طلب
هر چه سالك در مراحل و مراتب سلوك پيشرفت كند، بايد به مجاهده و مراقبه دقيقترى بپردازد، تا جايى كه به توفيق الهى، مراحل و منازل را يكى بعد از ديگرى پشت سر نهد و به بقاى بعد از فناى كامل رسد.
در اين هنگام، او مىشود محلّ تجلّى حق، و اين جاست كه تدبير خداى متعال، جايگزين تدبير او مىشود، و اختيارش، اختيار پروردگار است.
صبر، براى پايدارى در راه طلب نياز اصلى است.
طالبان را صبر مىبايد بسىطالب صابر نيفتد هر كسىتا طلب در اندرون نايد پديدمشك در نافه ز خون نايد پديدو علم نيز چراغى فراروى راه طلب است; چرا كه سالك الى الله براى پيمودن راه، نياز به معرفت و شناخت دارد كه علم، مقدّمه آن است.
جمله تاريكى است اين محنتسراعلم در وى چون چراغى رهنماى
2 ـ مرتبه بيدارى
در فصلهاى پيشين اشارهكرديم كه انسان، در مرتبه منِ روحى يا مرتبه نازله روح قرار دارد و بايستى به مقام اصلى خود، كه مقام روح است، برسد.
تا هنگامى كه او در مرتبه نازله است، در همان مرتبه غفلت جاى دارد كه در آن مرتبه، منِ مجازى، كارساز و هواى نفس حاكم و در اين وضعيّت انسان در عذاب ناشى از آن مقام اصلى خود، كه عين ربط با خداست، گرفتار است.
اما اگر انسان حالت فراق و هجران و غربت خود را حس كند و متوجه شود كه در ارتباط با خداى خود، همه نقصها بر طرف مىشود و به كمال مىرسد، اين حالت را حالت «يقظه» يا هوشيارى و يا حالت بيدارى مىنامند كه ما در اين قسمت، با نام «بيدارى» از آن بحث مىكنيم.
در حقيقت، در بيدارى انسان، دردى را حس مىكند كه داروى اين درد، خداست.
اُستُن اين عالم اى جان غفلت استهوشيارى اين جهان را آفت استهوشيارى زان جهان است و چو آنغالب آيد نيست گردد اين جهاندر باره بيدارى شرح نكات زير در اين جا شايسته مىنمايد:
1 ـ چگونه بيدارى را جايگزين غفلت كنيم;2 ـ تبديل خودمحورى به خدامحورى در پناه نور بيدار;3 ـ پيمودن راه با نور بيدارى;4 ـ مركب راه;5 ـ نتايج بيدارى.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..