سرزمين مقدس

در سال های اواخر خلا فت عباسی ، همزمان با با ضعف و پراکندگی خلا فت اسلامی ، و درگیری ها و نزاع های منطقه ای ، و رواج تعصبات جاهلی و اذیت و آزار اقلیت های مذهبی، مسیحیان به اندیشه فتح و تصرف بیت المقدس افتاده  ، هزاران هزار مسیحی از سراسر اروپا به راه افتاده روانه بیت المقدس شدند ، و سرانجام قبله اولیه مسلمانان را از چنگ مسلمین خارج ساختند و مسیحیان وارد قلب عالم اسلام گردیدند و با همکاری و هماهنگی قبلئل تاتار خلافت اسلامی سقوط کرد و روزگاری بر جهان اسلام گذشت که امت اسلامی فاقد وحدت رهبری شد و گرفتار سقوط سراسری گردید و قدس شریف تحت سلطه صلیبیان قرار گرفت داستان سقوط خلافت اسلامی وتصرف بیت المقدس توسط مسیحیان ، در حقیقت نشانه کامل ضعف و انحطاط امت اسلامی بود و مسلمانان در سراسر جهان از این اخطار الهی به حرکت در آمدند ، حرکات آزادی بخش و جهاد های اسلامی به افتاد و بار دیگر مسلمانان قیام کردند و قدس شریف را آزاد نمودند و سرانجام مجددا خلافت اسلامی در آنجا تاسیس شدالبته اسلام عثماني نه حقيقي این خلافت مجدد و بازگشت اسلام به سرزمین فلسطین چندین سده به طول انجامید وبه صورت قدرتی بزرگ در جهان بشریت پدیدار گردید ، لیکن این بازگشت اسلامی و این فرصت استثنائی مورد بهره برداری صحیح قرار نگرفت و امت اسلامی در جایگاه واقعی خود واقع نشد و رهبری جهان اسلام ، پیشاهنگ علوم و صنایع و حکمت و تقوی و عدالت و هدایت قرار نگرفت و کشورهای اروپایی پیشوائی علوم و صنایع را از مسلمانان گرفته و به خود اختصاص دادند.حکومت ناصحیح و نادرست خلفاء عثمانی ، گرایش آنان به سوی قبائل ترک وبد رفتاری آنان با ملیت ها و طوائف گوناگون ، دوری آنان از عدالت و تقوی و سقوط آنان در جهالت و غفلت ، بار دیگر موجبات سستی و ضعف خلافت عظیم اسلامی را پدید آورد و صالحان به کناری رفتند و مترفین و اسراف کاران بر اسرزمین های اسلامی تسلط یافتند و بنابراین بار دیگر دشمنان بیگانه و دیرینه ، شرائط را مغتنم شمرده آماده حمله به جهان اسلام و بلعیدن سرزمین های اسلامی شدند .در این شرائط ضعف و زبونی ، آرام آرام آوازه خلافت اسلامی بر افتاد و رعب شدیدی که در دلهای دیگر امت ها بود زائل شد و آثار ضعف و ناتوانی در خلافت اسلامی پدید آمد و انگلستان و فرانسه و روسیه ، هر کدام از سوئی آهنگ سرزمین های اسلامی نمودند و انگلستان از این میان سرزمین فلسطین را اشغال کرد وقلب تپنده امت اسلامی ، یعنی بیت المقدس گرفتار پنجه بیگانگان گردید و سر انجام به سال 1948 میلادی پرچم اسرائیل به علامت باز گشت قوم یهود در خاک فلسطین و بر فراز اولین قبله اسلم به اهتزاز در آمد ، باشد که خداوند بدینگونه بار دیگر امت اسلامی را به حرکت در آورد. از علائم آگاهی و بیداری جهان اسلام ،پیدایش انقلاب اسلامی در سرزمین ایران و در مهد محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد و از دیگر نشانه های بیداری جهان اسلام پیدایش انتفاضه در درون رژیم غاصب اسرائیل در چهلمین سال تاسیس این حکومت می باشد که بر خلاف اندیشه های روشنفکر مآبانه بعضی سران کشورهای اسلامی مژده دهند قیامی همگانی در امت اسلامی می باشد.یادآوری این نکته لازم است که در اواخر قرن 19 میلادی همزمان با سستی  و پراکندگی ملت های اسلامی و به ویژه گروه های عربی ، نهضتی در میان یهودیان اروپا شکل گرفت که هدف آن تشکیل یک کشور یهودی در سرزمین فلسطین بود ، این نهضت بعدها به نام صهیو نیزم نام گرفت و هدف از این نهضت ، رهائی از تبعیض ها و مظالم اروپائیان بود که از قرن 11 بر یهودیان تحمیل شده موجب کشتار یهودیان و ترک دین یهود شده بود.پیدایش انقلاب کبیر فرانسه و به وجود آمدن آزادی های فردی و اجتماعی موجب پیشرفت زندگی یهودیان در فرانسه و سپس در دیگر کشور های ارو پایی گردید و نسیم آزادی به یهودیان این اجازه را داد که به صحنه اجتماع سوق داده شوند ، لیکن زندگی یهودیان اروپای شرقی در روسیه و لهستان تغییر زیادی نکرد و بلکه یهودیان به عنوان سمپات های خارجی موجب تعقیب قرار گرفتند . گرفتاری های پی در پی یهودیان در روسیه مقدمات مهاجرت آنان را به آمریکا فراهم ساخت و حضور یهودیان در سرزمین پهناور و بدون حد و مرز آمریکا ، منجر به رشد و نمو سریع آنان شده ، منتهی به قدرت یافتن یهودیان در درون ملت آمریکا گردیدهمزمان با مها جرت یهودیان به آمریکا ، تعدادی از یهودیان نیز به قصد سکونت در فلسطین عازم فلسطین شدند.
در سال 1986 نخستین کنگره جهانی صهیو نیست ها در شهر "بال" بازل سوئیس برگزار شد و مرام صهیونیستی به صورت یک نهضت سراسری در اروپا آمد."تئو دور هرتسل" دبیر روزنامه معتبر وین به نام " نوایه فرایه هراسه " رهبری این نهضت را به دست گرفت و به سال 1986 جزوه ای تحت نام "دریودن اشتات " " کشور یهودیان" منتشر ساخت ودر آن خواهان تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین شداندیشه تشکیل یک سرزمین یهودی نشین از سالهای قبل توسط سیاستمداران انگلیسی و فرانسوی مانند پالمستون وزیر خارجه انگلیس به سال 1839 و ناپلئون بناپارت به سال "1798" برای جلب حمایت یهودیان ، پیشنهاد شده بود.در حقیقت قدرت و وحدت یهودیان و ضعف و تفرقه امت  اسلامی فقط و فقط در سایه اندیشه های ناسیونالیستی به وجود آمد ،در سایه پیدایش اندیشه های ناسیونالیستی ، اصالت به ملت ها داده شد و حال انکه در اندیشه توحیدی اصالت به وحدت اعتقادی داده شده است ،بنابراین با پیدایش انقلاب کبیر فرانسه و اصالت یافتن اندیشه ملی گرائی ، یهودیان که به صورت عناصر بیگانه و غیر مسیحی در اروپا زندگی می کردند به صورت یهودیان هموطن جلو گر شدند و از حقوق مساوی شهروندان فرانسوی ، ایتالیائی، انگلیسی ، آلمانی و روسی برخوردار شدند، و دست اندرکاران فعالیت شده در اندیه تشکیل یک سرزمین یهودی دردرون سرزمین های اسلامی یعنی فلسطین گردیدند و در سایه ملت گرائی صاحب یک کشور شدند. در حالیکه همین اندیشه ملت گرائی موجب تجزیه و ضعف و تفرقه و پاره پاره شدن جهان اسلام گردید ، و امت واحده اسلامی به کشورهای کوچک و متفرق ، ترکیه و حجاز و عراق و کویت و سوریه و اردن و لبنان و یمن و امارات وقطر و عمان تبدیل گردیدند و انگلستان وفرانسه و سرپرست کشورهای عربی شدند، و سرزمین های عربی تحت قیمومیت انگلستان و فرانسه و ایتالیا قرار گرفتند و کشور های تونس و مغرب و لیبی والجزایر به تصرف دول اروپایی در آمدند و فلسطین نیز ضمن توطئه ای حساب شده ، به یهودیان اروپا و روسیه داده شد و یک پایگاه نظامی استعماری بسیار نیرومند به جهت حفظ منافع اروپا و آمریکا در خاور میانه تاسیس شد. از آنجا که صهیونیزم یک اندیشه کاملا استعماری بود و به قصد واگذاری و بذل وبخشش سرزمین فلسطین به یهئدیان آواره و مورد تعقیب و شکنجه و آزار اروپا پدید آمده بود و هدف از آن کوچاندن یهودیان اروپا به درون سرزمین اسلامی و تصاحب و غصب اراضی اعراب مسلمان بود ، بنابراین لازم بود برای مشروعیت دادن به این امر غیر مشروع و آراستن یک لکه ننگ و پاک کردن آثار یک جرم بزرگ و تزئین یک حادثه شوم و زشت و بلعیدن غاصبانه یک سرزمین اسلامی ، تبلیغاتی عظیم و سراسری و فراگیر و مداوم برای همه ملت ها و اقوام جهان انجام گیرد، تا: اولا یهودیان در اندیشه مهاجرت و سکونت در ارض فلسطین افتند ودر یک سرزمین محصور و محاصره شده ساکن شوند ، و در ثانی ملت های اروپا و آمریکا تصاحب یک سرزمین را توسط اقوامی که از نقاط  گوناگون آمده اند پذیرا شوند ، و ثالثا سرزمین های اسلامی وسران کشورهای عربی ، تن به این ننگ عظیم بدهد ، بنابراین برای تحقیق این اندیشه خطرناک و دروغ عظیم ، دست استعمار گران از آستین صهیونیست ها بیرون آمده ، تبلیغاتی فراگیر و گسترده وحساب شده و مداوم با استفاده از پیشرفته ترین وسائل و ابزار موجود برای مشروعیت به یک دولت و کشور یهودی آغاز گردید.صهیونیست ها  که افراد بسیار معدودی بودند از همان آغاز به اهمیت تبلیغات پی بردند ، چنانکه در پروتوکولات حکمای صهیون اشاره به بهره برداری از تبلیغات و تصاحب کامل وسائل و ابزار تبلیغاتی و مطبو عاتی و انتشاراتی شده است اهداف نهائی این تبلیغات سوء نیز کاملا از قبل تعیین شده عبارتند از : مظلوم نمایی برای قوم یهود ، مشروعیت مهاجرت به خاک فلسطین ،خدمات یهودیان به جهان بشریت ، انتقال تکنیک و فرهنگ غرب به خاور میانه و آسیا توسط یهودیان ، نگهبانی از منافع غرب در درون سرزمین های ا سلامی توسط یهودیان ، نگهبانی از منافع غرب در درون سرزمین های اسلامی توسط یهودیان ، بازگشت به ارض موعود بر طبق یک وعده الهی ، حل مسئله نهایی یهودیان و اسکان انان در فلسطین ،گسترش عدالت و آرامش در سایه یک حکومت یهودی ، ودر نهایت تاسیس اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات. یهودیان در ضمن کوشیدند تا فلسطین را سرزمین خالی از سکنه معرفی کنند و اعراب را جمعیتی چادر نشین و بی تمدن وتربیت ناپذیر قلمداد نمایند.این صحیح است و یک حقیقت مورد قبول اسلام و قران وتورات است که خداوند وعده داد که بنی اسرائیل را در سرزمین پر برکت کنعان ساکن کند ، وبه آنان عزت وقدرت دهد ، این وعده الهی نیز به انجام رسید و حضرت داوود و سلیمان (ع) حکومت الهی را در اور شلیم تاسیس کردند ، لیکن از آنجا که بنی اسرائیل به قوانین خدا پشت کردند و بت پرستی و ظلم و ستم را پیشه خود ساختند ، خداوند آنان را مطرود نمود و اورشلیم را در برابر حکومت بابل تسلیم کرد و شهر اور شلیم از آنان گرفته شد و کتاب تورات از آنان دور گردید  تا اینکه بعد از هفتاد سال ، کورش پادشاه ایران ، آنان را به اورشلیم باز گرداند و مجددا یهودیان ساکن اورشلیم شدند. لیکن بنی اسرائیل بار دیگر در زمان حضرت عیسی سر به طغیان زدند وعیسای پیامبر را تکذیب کردند و مورد لعنت و نفرین عیسی (ع) قرار گرفتند ، و خداوند این بار نیز بر آنان غضب نموده اورشلیم بار دیگر به طور کامل خراب شد و یهودیان از این تاریخ به بعد آواره و پراکنده شدند و خداوند سکونت در اورشلیم و اجتماع در این سرزمین را به آنان حرام نمود. و سرانجام خداوند سرزمین اورشلیم را به دست امت اسلام داد و وعده خداوند درباره مومنین تحقق یافت. و اکنون وعده خداوند به یهودیان که در قران و در کتب مقدسه آمده این است که : هر گاه بار دیگر به اورشلیم باز گردند ، خداوند، آنان را گرفتار عذاب خواهد نمود ، زیرا اورشلیم خانه مقدس خدا و بیت المقدس است و پیوسته از آن بندگان مومن خدا خواهد بود. در قران کریم می فرماید : ان عدتم عدنا و جعلنا جهنم للکافرین حصیرا: اگر باز گردید به طغیان در اورشلیم ، ما باز می گردیم به عذاب شما و جایگاهی آتشینتان خواهیم داد، واکنون که یهودیان صهیونیست به حیله وکید به این سرزمین باز گشته اند ، ما باید وعده الهی را به گوش همه اهل جهان برسانیم و وعده الهی را در مورد یهود اجرا کنیم ، اگر هدف یهود آنچنان است ، هدف اهل ایمان نیز اینچنین است . ما باید به سوی این اهداف الهی و تحقق این وعده حتم الهی حرکت کنیم. امام خمینی فرمودند : بگوئید ، می شود، وبگوئید تا بشود. اگر آنان به ریسمان استعمار آویزانند، ما به ریسمان الهی متکی هستیم. اکنون وعده خداوند در مورد قوم یهود این است که:اگر در سرزمین قدس ساکن شوند، همه آنانکه وارداین سرزمین شده اند هلاک خواهند شدو جهنم یهود آغاز خواهد شد. برای اینکه به حضرت عیسی ، کافر شدند و توسط رسول الله لعنت شدند. 

دشمنان صلح و امنيت چه كساني هستند ؟

شناخت دشمن يك موضوع فطري ست كه حتي حيوانات اين مهم را فطرتا ميدانند و آفريدگارشان اين شناخت را در ذات آنها نهادينه كرده است تا بتوانند از خود در برابر خطراتي كه جانشان را تهديد ميكند دفاع كنند و خود را حفظ نمايند در نتيجه اين مسئله بسيار حياتي قطعا براي بشري كه در مقام بالاتري از موجودات ديگر است مهم تر است چون خداوند به او هوش و تعقل بيشتري نسبت به ديگر مخلوقات داده است پس بسيار ضروري ست كه دشمن خود را بشناسد دشمني كه جان و امنيت و آرامش و صلح او را سلب ميكند . در ابتداي خلقت او خالق متعال دشمنش رابه او معرفي كرد كه ابليس نام داشت و اتفاقا اولين موجودي كه دشمني اش را با آدم شروع كرد همين ابليس بود كه با فريبكاري توانست آدم را از آرامش و امنيت و بهشت محروم كند و به سختي هاي فراق و ترس و ناامني چهل ساله بكشاند كه قصه آنرا تقريبا در همه كتب آسماني ميتوان مطالعه كرد اما سخن را قدري امروزي كنيم كه هم اكنون چه موجود حقيقي يا حقوقي با صلح و امنيت بشريت دشمني ميكنند و نتيجه رفتارها و تصميمات و گفتارشان قتل انسانها و آواره گي ميليونها آدم را ايجاد كرده و ميكند ؟ وضع كنوني جهاني كه در آن زندگي ميكنيم تقابل دو تفكر خداباوري و خدامحوري و خداپرستي در برابر ماده باوري و انسان محوري و لذت پرستي ست يعني بطور كلي اگر همه رفتارها و گفتارهاي افكار موجود در جهان را مورد بررسي قرار بدهيم به اين دو تقسيم كلي خواهيم رسيد كه حتي ممكن است در ظاهر گروه هايي باشند در جهان كه شعار ماوراي ماديات را سر بدهند اما نيتشان رسيدن به چيزي غير از خواست و دستور آفريدگار جهانيان است و هدفشان رسيدن به ماديات يا لذتهاي دنيايي ست و ديگر تفكراتي كه آشكارا ميگويند ما اصالتا انسان را محور تصميمات خود ميدانيم و لذتهاي مادي انسان را از خوردن و خوابيدن و انتقام و خشم و شهوات جنسي و بقيه مسائل براي ما اصالت ندارند كه متاسفانه هم اكنون ابتكار عمل در اكثر دنياي ما در دست همين تفكر حيواني ست . تفكرات ديگري هم علنا دم از پرستش شيطان ميزنند كه تكليفشان معلوم است اما در برابر اينها تفكر بالاتري وجود دارد كه ميگويد خداوند ما و جهان را آفريده است و بوسيله انسانهاي مشخص و كامل و قدرتمند و پاك پيامش را براي ما فرستاده است كه چگونه زندگي كنيد تا به همان بهشتي كه بايد ميبوديد برگرديد آن انسانهاي پاك پيامبران خدا نام دارند و آن پيام ها و برنامه هاي زندگي كتابهاي آسماني نام دارند كه يكي پس از ديگري كاملتر شد تا به كتابي بنام قرآن رسيد كه با همه كتب قبلي فرق دارد از جهت اينكه هيچگاه هيچ يك از حروف آن حتي تحريف نشد و همه اجزاي كلمات آن حفظ گرديده است كه در بقيه كتابهاي آسماني اينگونه نشده است بنابراين بايد از اين كتاب و برنامه آفريدگارمان در زندگي فردي و اجتماعي خود تبعيت كنيم و ترجمان اين كتاب را فردي به عهده بگيرد كه خودش از هرنوع خطاو اشتباه معصوم باشد و او را فقط خداوند ميتواند معرفي كند كه معرفي هم كرده است و آنان همان دوازده نفري هستند كه اولين ايشان را آخرين پيامبر خدا در كنار بركه غدير در آخرين حج خود معرفي نمود و يكي پس از ديگري همديگر را معرفي نمودند و آمدند و و مسئوليت خود را بنحو احسن انجام دادند و متاسفانه توسط دشمنانشان كشته شدند تا اينكه آخرينشان از ديده گان بشر غايب شد و خبر از غايب شدنش را پيامبران قبل بخصوص آخرين پيامبر داده است و خبر آمدنش و ماموريتش را پيامبران قبل و بخصوص آخرين پيامبر خدا داده است اين تفكري است كه در برابر تفكر مادي گرايي و لذت پرستي و انسان محوري و شيطان پرستي قرار دارد حال در اين فضاي اين چنيني كنوني با اين دو تفكرات ببينيم كدام تفكر و كدام حاكميت بدنبال رسيدن به اهداف خود حتي حاضر است امنيت و صلح و جان انسانهاي بي شماري را در جاي جاي دنيا سلب كند و بگيرد و با گفتار و رفتار و عملكرد و اقدامات خود ميليونها انسان را آواره و به بيماري و نا امني و بدبختي و قتل كشانده است .اگر بخواهيم امروز را فقط ببينيم هم اكنون اوضاع جهان بر اساس دولتهاي قدرتمندي مثل ايالات متحده امريكا و دوستانش به آشفتگي عجيبي  دچار شده است كه از بعد از جنگ جهاني دوم مقدمات اين فتنه آغاز و تا هم اكنون بشدت ادامه يافته است و بسياري را در ورطه نابودي و كشانيده و آن ترفند سيطره جهاني فرقه لعنت شده اي كه خداوند آنهارا مورد لعن خود قرار داد يعني يهوديان فتنه گر ناسپاس است كه بوسيله دولت بريتانيا به بهانه آواره گي آنها اما در حقيقت براي مقابله با قدرت اسلام و تضعيف دولتهاي اسلامي صورت گرفت براي اجرايي شدن اين نقشه شوم ميبايست اول نحله هاي انحرافي در متن مسلمين ايجاد شود تا براحتي بتوانند نقشه خود را به اجرا برسانند و اين نحله ها ايجاد تفكرسلفي گري بنام وهابيت در مسلمانان سني مذهب و تفكر بهائيت در مسلمانان شيعه و تفكرات افراطي ديگر در هردو مذهب شيعه و سني بود بعد از آن به راحتي همه كشورهاي مسلمان را به شورش و تجزيه تحريك نموده و به تك تك قول حمايت دادند تا تشكيل دولتهاي جداي از يكديگر بدهند و از اين طريق قدرت مقابله با دشمنان اصلي را نداشته باشند و هميشه تحت سيطره بريتانيا و قدرتهاي بعدي ضد اسلامي قرار بگيرند و متاسفانه در اين مسئله موفق شدند و از سوي ديگر دولتي جعلي بنام صهيونيست را براي يهوديان جنايت كار و آواره كه اغلب جاني و زنداني و داراي جرمهاي اجتماعي هم بودند مهيا سازند و با مسلح كردنشان اين نقشه را هم عملي ساختند آن هم در قلب سرزمينهاي اسلامي بقيه كشورها را هم با دست نشاندگي مهره هاي بومي سرسپرده خود بدست گرفتند مثلا در ايران با كودتايي رضا شاه را بقدرت رساند و بعد با كودتاي ديگر پسرش محمد رضا را كه البته مردم ايران همگي با روشنگري و رهبري يك روحاني فقيه و تحمل سختي هاي چندين ساله سرانجام به استقلال رسيد و برخي كشورهاي منطقه مثل هندوستان نيز همچنين با قيام مردمي از زير سيطره بريتانيا خارج شد اما مهم اين مسئله است كه در ميان دولتهاي اسلامي كه با تفكر من درآوردي وهابيت گروهك مذهبي را در بين مسلمانان سني بوجود آورده بودند را به قدرت حاكميت مهمترين مركز مسلمانان يعني قبله مسلمين و مكه و مدينه رساندند و منابع مهم نفتي و قدرت اقتصادي از اين جهت را كاملا بدست گرفتند بدين وسيله توانستند آن دولت جعلي صهيونيستي را با پول نفت دولت وهابي كه بنام سعودي حاكم شد تامين و حمايت مالي نمايد و از طرفي همه جريانات عليه صهيونيست را در نطفه خفه كند با ظاهري اسلام گرايانه اما دشمن سرسخت اسلام و مسلمين و تحت سيطره نقشه هاي بريتانيا و هم پيمانان آن و دولت ايالات متحده كه بعد از جنگ جهاني دوم بنحو فريبكارانه اي همه ثروتها را مال خود كرده بود و با چاپ دلار و نقض معاهداتي كه با متفقين بسته شده بود توانست به ثروت هنگفتي دست پيدا كند و عملا قدرت جهاني شود با دولت سعودي هم پيمان شد تا دولت جعلي صهيونيست را حفظ كند حتي اگر با كشتار همه مخالفين منجر گردد از طرفي دولت ايالات متحده آمريكا با سرمايه داران يهودي صهيونيستي اداره ميشود و تنها با دو حزب سياسي همه ثروتهاي مردم امريكا را خرج تقويت صهيونيست و از بين بردن مخالفان آن ميكند اين حكايت هم اكنون جهان امروز ماست حال ببينيم براي برهم زدن صلح و امنيت چگونه دشمني خود را بر عليه بشريت تا هم اكنون عملي كرده اند امروز دولت سعودي با تامين  انساني و مالي گروهكهايي را در افغانستان و پاكستان و عراق و سوريه بوجود آورده است تا با تفكر بظاهر اسلامي اما افراطي گري و جعلي و خشن و دور از احكام شرعي اسلام با كشتار و خونريزي منطقه را به نا امني تبديل كرده اند چه كساني اين گروهك ها را تجهيز و مسلح كرده است ؟ ايالات متحده آمريكا و بريتانيا و فرانسه و آلمان و هم پيمانانشان ... طالبان را چه كسي مسلح كرد ؟ امريكا .. چه كسي حمايت مالي نمود ؟ سعودي ... چه كسي به بهانه مبارزه با طالبان به افغانستان وارد شد و پايگاه زد ؟ آمريكا .... داعش را چه كسي بوجود آورد ؟ آمريكا و اروپا با نقشه اي بنام لانه زنبور !!!!... چه كسي تامين مالي نمود ؟ سعودي .... اكنون چه كساني ادعاي مقابله با داعش را دارند ؟ خود آمريكا و سعودي و اروپا !!!؟؟؟ عجب فكاهي درد ناكي ... ميليونها انسان بي دفاع آواره و سربريده شدند و توسط داعش بخاك و خون كشيده شدند .... در عراق و سوريه كه بيش از دو سوم خاك آن در دست اين گروهك امريكايي صهيونيستي سعودي ست .... دشمن بشريت را بهتر بشناسيم ... هم اكنون نيز با ايجاد گروهكهاي ديگري در اقصي نقاط سرزمينهاي اسلامي دولت ايالات متحده امريكا با هم پيمانانش بدنبال فتنه ها و كشتارها و ناامني هاي جديدي در بين مردم بيگناه جهان هستند و از طرفي خود را سردمدار مبارزه با تروريست معرفي ميكنند همانگونه كه خود تنها استفاده كننده از بمب اتمي ست اما خود را سردمدار مبارزه با سلاح اتمي معرفي ميكند ..!!؟؟ جهل جهاني تا به كي ؟ آيا وقت آن نرسيده كه دشمن انسانيت و نوع بشر و دشمن صلح و امنيت جهان را بهتر بشناسيم ؟ بريتانيا و امريكا و سعودي و دولت جعلي صهيونيستي بارها ثابت كرده اند كه دشمن صلح و امنيت بلكه دشمن حيات بشري جهان هستند