نگرش و قرائت كربن از شيعه، باطني و مبتني بر تفسير معنوي است. با وجود آن كه از منظرها و زواياي متفاوتي مي‌توان به شيعه نگريست، اما آنچه در شيعه مورد توجه وي قرار گرفت، جنبه حِكمي و معنويت باطني شيعه بود. و اين همان جنبه‌اي بود كه كربن را علاوه بر شيعه دوازده امامي، متوجه اسماعيليه، شيخيه و حكمت خسرواني نمود، به گونه‌اي كه كوشيد تا عناصر اعتقادي و حِكمي مشترك اين تفكرها را بيان نمايد و ميان آن ها پيوند و همخواني به وجود آورد.
اختلاف شيعه و اهل سنت از نگاه كربن
از ديدگاه كربن و بر اساس نگرش عرفاني، اختلاف اهل سنت و شيعه تنها بر سر جانشيني و رهبري سياسي امام علي ع و خليفه نخست نيست؛ بلكه اختلاف آن‌ها ريشه‌اي تر و بنيادي‌تر از مسأله رهبري سياسي است. زيرا اگر جانشيني و خلافت پس از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را صرفاً يك نوع حكومت سياسي و زعامت اجتماعي بدانيم، بعد از قرن نخست اسلام نبايد اين امر براي فريقين قابل توجه باشد و بر سر آن گفت و گويي شود. زيرا آن بحث، هم اكنون منقضي شده است، در حالي كه هميشه در حيات اعتقادي و فكري فريقين، اين گفت و گو وجود داشته است و هنوز هم مسأله امامت ـ بر خلاف مسأله خلافت ـ از جنبه كلامي و اعتقادي مطرح مي‌باشد
.