ملاقات گرايي
از آسيبهايي كه در عصر غيبت براي منتظران اتفاق ميافتد، مدعياني هستند كه بيدليل يا به سادهترين اتفاق، ادعاي ملاقات ميكنند، يا كساني كه تمام وظيفه خويش را رسيدن به ديدار حضرت ميپندارند واز باقي وظايف غافلشده وافراد را تنها به اين عمل، به عنوان برترين وظيفه، فرا ميخوانند.
پيامدها
1. يأس و نااميدي در اثر عدم توفيق ديدار.
2. توهم گرايي و خيالپردازي.1
3. رويكرد به شيّادان و مدّعيان مهدويت، نيابت و مدّعيان ملاقات.
4. دور ماندن از انجام وظايف اصلي، به دليل اهتمام بيش از اندازه و غير متعادل به ديدار.
5. بدبيني به امام علیه السلام به علت عدم ديدار.2
خاستگاه
1. نبود بصيرت و آگاهي نسبت به دين و نشناختن وظايف اصلي و فرعي.
2. توهم و خيالپردازي.
3. هواي نفس.
درمان
مهمترين راه درمان اين آسيب، توجه و رويكرد به منابع اصيل، معارف ناب دين در پرتو مراجعه به علماي راستين است كه در اين صورت، براي ما روشن ميشود كه بسياري امور مطلوب و خوب هستند، امّا خداي متعال آنها را به عنوان وظيفه بر دوش ما ننهاده (مانند ملاقات حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) يا اينكه در ميان تكاليف و وظايف ديني رتبهبندي وجود دارد و در مقام عمل، لازم است به درجه اهميت و ضرورت آنها توجه شود. به راستي در ميان وظايفي مانند تقوا، خودسازي، تكاليف اجتماعي، انتظار و ... ملاقات چه جايگاهي دارد؟!
1 . مدتي قبل، در نشريه خورشيد مكه، (ش 17 و 21) آيه و عبارتي منسوب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چاپ شده بود و به خط ايشان، (با تصريح اين كه دقيقاً از روي خط امام، تصوير گرفتهاند) اما متوهّمان غافل از اين بودند كه آية نوشته شده كاملا اشتباه است. (يعني نعوذبالله امام آيه را اشتباه نوشته است).
2 . همايشي دانشجوييدريكي از شهرها برقرار شده بود. پس از پايان همايش، دانشجويي ميگفت: مدتي جمكران ميآمدم براي اين كه آقا را ببينم، چون موفق نشدم قهر كردم
آرزوگرايان بي عمل
برخي گمان ميكنند كه تنها اعتقاد به اهل بيت علیهم السلام و محبّت امام زمان علیه السلام كافي است. اينان ميپندارند كه در قبال گناهشان عذابي نخواهد بود. اين توهم كه در قرآن و روايات مردود شمرده شده است، تمنّي يا اميد كاذب نام دارد. اينان چون اهل كتاب فكر ميكنند همين كه نام دين و مذهب را بر خود نهادهاند، اهل سعادتند و عذاب نخواهند شد:
(و قالوا لن يدخل الجنة إلاّ من كان هودا او نصاري تلك امانيهم قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين)؛1
و گفتند: هرگز هيچ كس به بهشت نميرود مگر آن كه يهودي يا مسيحي باشد. اين از آرزوهاي آنهاست. بگو : اگر راست ميگوييد، دليلتان را بياوريد.
در روايات نيز اين گروه تكذيب شدهاند: «كذب المتمنون2؛ آرزومندان خيالپرداز دروغ
ميگويند.»
اسماعيلفرزندامامصادق علیه السلامگويد:از پدرم پرسيدم:
يا ابتاه، ما تقول في المذنب منّا و من غيرنا؟ قال علیه السلام: ...(ليس بامانيكم و لا اماني اهل الكتاب من يعمل سوءاً يُجز به ...).3
در مورد گناهكاران ما و غير ما چه مي گوييد؟ حضرت فرمود: فضيلت و برتري به آرزوهاي شما و آرزوهاي اهل كتاب نيست؛ هر كس عمل بدي انجام دهد، كيفر داده ميشود... .
قلت له: قوم يعملون بالمعاصي و يقولون نرجو، فلا يزالون كذلك حتي يأتيهم الموت. فقال: هولاء قوم يترجَّحون في الامانيّ، كذبوا، ليسوا براجين، انّ من رجا شيئاً طلبه و من خاف من شيء هرب منه.4
به حضرت صادق علیه السلام عرض كردم: گروهي معصيت ميكنند و ميگويند ما اميد و رجا داريم. پيوسته چنين باشند تا اينكه مرگ آنان را دريابد. امام علیه السلام فرمود: اينان گروهياند كه در آرزوهاي خويش غوطهورند و آرزوهايشان آنان را از راه استوار منحرف كرده است. دروغ ميگويند. اهل رجا و اميد نيستند. قطعاً كسي كه به چيزي اميد داشته باشد، به دنبال تحقق آن است و در طلب آن برآيد و آنكه از چيزي بيمناك باشد، از آن پرهيز ميكند و ميگريزد.
اميد و رجاي واقعي چيز ديگري است. مفضل گويد: امام صادق علیه السلام فرمود:
اياك والسفلة، فانما شيعة عليّ من عف بطنه وفرجه واشتد جهاده وعمل لخالقه ورجا ثوابه وخاف عقابه، فاذارأيت اولئكفاولئكشيعة جعفر.5
از فرومايگان بپرهيز! تنها كساني شيعه علي ميباشند كه در باب شكم و شهوت خويش، عفّت ورزند و اهل تلاش و كوشش باشند و براي خدا به عمل پردازند و ثواب الهي را اميد برند و از عذاب او بيمناك باشند. اين افراد، شيعه واقعي جعفر بن محمد علیه السلام هستند.
متأسفانه، برخي افراد در قالب سخن يا شعر و بدون توجه به جايگاه و ضوابط توسل و شفاعت اهل بيت علیهم السلام ايجاد كننده يا تقويت كننده اين آسيب و طرز تفكرند.
پيامدها
1. عمل نكردن به وظايف فردي و اجتماعي (واجبات، محرمات و...).
2. انتظار منفي و عدم اقدام عملي و انجام وظيفه در قبال امام علیه السلام.
3. توهم بي جا (رضايت از خويشتن و عملكرد خود).
خاستگاه
1. تفاوت نگذاشتن ميان اميد و رجاي واقعي با خيالپردازي و آرزوگرايي و عدم شناخت جايگاه آن.
2. هواي نفس، به عنوان ريشة توجيهات: (بل يريد الانسان ليفجر امامه)؛6 انسان در معاد شك ندارد بلكه او ميخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند.
3. عدم شناخت خدايِ مهربان و حكيم كه خداوند گرچه مهربان است، حكيم و عادل هم است.
4. ديدگاه احساسي و غير منطقي نسبت به ائمه علیهم السلام وعدم درك قهر ومهر كه قبلا اشاره شد.
درمان
1. تأمل و تدبّر در آيات و روايات نظير: (ان اكرمكم عند الله اتقيكم)7؛ گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.
2. توجه به اين نكته كه: ميزان و معيار اعمال، نيت خالص همراه با انجام وظايف فردي و اجتماعي است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، والعصر، ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)8؛
به نام خداوند بخشنده مهربان. به عصر سوگند كه انسانها همه در زيانند، مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند و يكديگر را به حق سفارش كرده ويكديگر را بهشكيبايي و استقامت توصيه نمودهاند.
1 . بقره، 111.
2 . نعماني، الغيبة، باب 11 ، ص 197.
3 . نساء، 123.
4 .كليني، الكافي، ج 2، باب خوف و رجاء، ص 68.
5 . حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 1، ب 20 ، ص 86.
6 . قيامة، آيه 5.
7 . حجرات، 13.
8 . عصر.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..