به نظر مي‌رسد استفاده نادرست از مهدويت در تاريخ اسلامي به وسيله پاره‌اي از فرصت‌جويان، موجب شده تا خاور‌شناسان مسأله مهدويت را از ديدگاه سياسي و تحولات اجتماعي بنگرند و مسأله را روشمندانه و از زاويه دين‌شناسي مورد توجه قرار ندهند. به نظر مي‌رسد، تا حدي طبيعي است كه اين مسئله مورد قضاوت دقيق شرق‌شناسان قرار نگيرد و آنان در بحث مهدويت، نظريه درست را برنگزينند، زيرا غالب كساني كه در طول تاريخ اسلامي از مهدويت سخن گفته‌اند، به ناروا از آن در جهت اهداف و مقاصد خود بهره جسته و اين ذهنيت را در شرق‌شناسان به وجود آورده‌اند كه اين بحث بيش از آنكه يك واقعيت باشد، دسيسه‌اي در دست مخالفان سياسي است.