تقريب باطني مذاهب
كربن علاقه خاصي به مذاهب و فرقههاي باطني و حكمي دارد و به شيعه (اسماعيلي، شيخيه و اماميه)، حكمت خسرواني و مذهب زرتشت نيز از اين منظر مينگرد. با توجه به اين علاقه، گاه نيز براي تقريب و پيوند باطني ميان اين مذاهب و فرقهها و نشان دادن روحيه مشترك و حكمت معنوي ميان آنها، تلاش فراواني ميكند. از جمله اين كه وي درباره مسأله مهدويت در شيعه و سوشيانس در تفكر زرتشتيان به سخني از قطبالدين اشكوري كه از شاگردان ميرداماد است، استناد ميكند. اشكوري عقيده داشت كه سوشيانس زرتشتيان همان است كه ايرانيان به عنوان امام منتظَر بدان اعتقاد دارند و كربن با تكيه بر اين سخن ميگويد، كه اين سخن اشكوري بيانگر اين است كه انديشه ايران شيعي همان منحني انديشه ايران باستان را دنبال ميكند و گويي كه همان سخن را ميگويد كه روح ايراني با آن مأنوس بوده و به آن اعتقاد ميورزيده است.كربن ميكوشد تا ميان سخنان نمادين و رمزگونه زرتشتيان درباره سوشيانس ـ كه چهرهاي نامرئي است و از نطفهاي كه در آبهاي درياچه كانسائويا نگهداري شده، به طرز اسطورهاي تولد مييابد ـ با سخناني كه در مكتب شيخيه بر اساس عالم غير مادي و هورقليايي گفته ميشود، نوعي هماهنگي ايجاد سازد. چرا كه همان طور كه زرتشتيان درباره تولد سوشيانس سخناني اسرارآميز و نمادين ميگويند، قائلان به عالم هورقليايي و عالم مثال هم درباره فوقالارضي بودن و مكان غير مادياي كه محل زندگي امام مهدي عجل الله تعال? فرجه الشر?ف است، سخناني رمزگونه و اسرارآميز ميگويند. و با توجه به اين كه از ويژگيهاي تفكري كه مبتني بر تأويل و باطنگرايي است، سخنان نمادين، رمزگونه، تلميحي و كنايهاي است، كربن در بيان آيينها، اعتقادات و افكار اديان و مكاتب از نمادشناسي و رمز شناسي مذاهب به شدت استفاده ميكند.
پاورقی
1. هانري كربن (آفاق تفكر معنوي در ايران اسلامي)، ص 163.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..