همچنين گيب در بخش تصوف، آنگاه كه در باره صوفيان زاهد، سخن مي‌گويد، درباره طبقه‌اي از صوفيان، معروف به واعظان كه مبلغان راستين اسلام به شمار مي‌رفتند، سخن مي‌گويد. وي خاطر نشان مي‌كند كه واعظان به عنوان مبلغ و قصاص (قصه‌گويان) به بيان افسانه‌هاي باستاني تازيان، نصرانيان، زرتشتيان و بودائيان مي‌پرداختند و اين داستان‌ها را از انجيل، تورات و به ويژه از مسيحيت و آيين گنوسي اقتباس مي‌نمودند و سپس اين داستان‌ها را در قالب اسلامي مي‌ريختند. گيب معتقد است، اين قصه‌گويان ميان عقيده مسيحيان درباره ظهور دوم مسيح با اعتقاد به ظهور امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف پيوند ايجاد مي‌نمودند و به صورت داستان براي مردم نقل مي‌كردند. او در اين باره مي‌گويد:
«آنان (قصه‌گويان) اذهان شنوندگان خود را با موادي مأخوذ از منابع نامتجانس و ناجور مي‌انباشتند، همچون افسانه‌هاي باستاني تازيان و نصرانيان و زرتشتيان، حتي داستان‌هاي بودائيان و همچنين موادي برگرفته از اناجيل و هاگاناي يهود و از فرهنگ و افسانه‌ها... و اينها را در شكل و قالب مواعظ و تفاسير قرآني عرضه مي‌كردند در ميان اين انبوه مواد، دو منبع يعني مسيحيت و آئين گنوسي بيش از همه خودنمايي مي‌كنند اما سهم اين دو را در يك قالب اسلامي مي‌ريختند... در ميان اين پيوند‌هاي مهمي كه به شجره اسلام زده‌اند، تبديل شكل عقيدتي ظهور دوم مسيح است به صورت اعتقاد به ظهور مهدي (كسي كه به راه راست هدايت شده) كه حضرتش به مدد انقلابي الهي، پيروزي نهايي را نصيب اسلام خواهد كرد.»

ابهام در سخنان هميلتون گيب

البته به نظر مي‌رسد سخنان گيب يا مترجم در اينجا بسيار مبهم و دو پهلو است، زيرا مشخص نيست که آيا گيب در صدد اثبات اين امر است كه اصل اعتقاد به مهدويت در ميان مسلمانان از اعتقادات مسيحيان ناشي شده است و مسلمانان اين موضوع را از مسيحيت اقتباس نموده‌اند يا اينکه منظور اينست كه قصه‌گويان اين داستان‌ها را با يكديگر مي‌آميختند و ميان داستان‌هاي موجود در اديان با مضامين اسلامي، گره زده و قرينه سازي مي‌نمودند. البته سخنان بعدی او تا حدی حاکی از اين است که وی با نظر اول موافق است و بر اين باور است که مسلمانان يا متصوفه اين اعتقادات را از مسيحيان اخذ نموده‌اند، زيرا او در ادامه مي‌گويد، تفکر مسلمانان در باره حضرت محمد صلی الله علیه و آله و احترامی که برای او قائل بودند، تحت تاثير انديشه‌های نصرانيان درباره حضرت عيسی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفته است. بنا به نظر او:
«در رأس تکريم و تعظيمی که مومنان برای شخصيت محمد صلی الله علیه و آله قائل بودند، پاره‌ای از انديشه‌های نصرانی مربوط به شخص عيسی قرار گرفت، بسياری از معجزه‌ها و سخنان مذکور در انجيل‌های چهارگانه و افسانه‌هايی که کليسای شرقی هاله‌ای از آنها بر گرد شخصيت بنيانگذار دين رسم کرده بود به حضرت محمد صلی الله علیه و آله انتقال يافت».


پاورقی
1. همان، ص 148.