اكنون با توجه به معناى لغوى و روايات انتظار و اقوال و ديدگاه‌ها در اين زمينه، مى‌توان گفت: انتظار نه احتراز است و گوشه نشينى، نه اعتراض و نفى طاغوت ها. در واقع، اين‌ها حالت روحى و روانى محض هستند، بلكه انتظار، عمل و اقدام، پويايى و حركت است. از اين رو در روايات، انتظار بهترين و محبوب ترين عمل خوانده شده است.(1)

حقيقت انتظار بسيار بالاتر از اين محدوده هاست. انتظار جنبه ى اثباتى دارد؛ يعنى آمادگى و اقدام. منتظر فرزند محبوب و دلدار عزيز، در خود و در محيط اطراف، نشان و اثر مى‌گذارد. منتظر مهدى و قائم آل محمد(عليه السلام)چگونه مى‌تواند آماده نشود و زمينه سازى نكند، در حالى كه به شمشير زدن در ركاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر فرق دشمن(2) تشبيه شده است.

اساساً انتظار خشك و خالى، به عبارت ديگر اميد ذهنى بى آن كه در جامعه تحقق يابد و آثارش آشكار شود، هيچ گاه بهترين عمل نخواهد بود و اين معانى، حاكى از حضور در صحنه و فعاليت‌هاى علمى و كار و كوشش و زمينه سازى عينى است، نه نيت بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى.

پس انتظار به معناى آينده نگرى، دگرگونى است و اين دگرگونى به زمينه سازى، نياز دارد.

 

1. از سويى، انتظار در روايات، عمل خوانده شده. و از سوى ديگر در روايتى مى خوانيم: نية المؤمن خير من عمله; نيت در مقابل عمل قرار گرفته است. پس مراد از انتظار، نيت بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى نيست.

2. «... كمن قارع مع رسول الله بسيفه». بحارالانوار، ج 52، ص 126.