محاسبات ظهور ماشيح و ديدگاههاي موجود
بحث اين است كه آيا علائمي براي ظهور يا وقت ظهور تعيين شده يا نه ؟ درتعيين محاسبه يا نهي از محاسبه ظهور ماشيح، بين انديشمندان يهودي اختلاف نظر وجوددارد. دسته اي نگاه افراطي کردند و به طور دقيق تاريخ مشخص نمودند.دستة ديگر تاريخ تعيين نکردند و صرفاً زمان احتمالي مطرح کردند. دسته سوم کساني هستند که تعيين دقيق ظهور ماشيح را ممنوع ميکردند. در اين ميان اختلاف بين دسته اول و سوم زياد است؛ به طوري که مقابل يکديگر قرار دارند.
دسته اول که زمان تعيين ميکنند، در اينباره سه نظريه دارند:
نظريه اول: جهان را به سه 2 هزارسال (6هزار سال) تقسيم ميکنند و با طي اين سه دوره، ماشيح در آغاز هزاره هفتم خواهد آمد و سپس جهان پايان خواهد پذيرفت. اين يک ديدگاه قديمي در ميان يهوديان است. اين هزارهها با تعداد روزهاي آفرينش تناسب دارد. نخستين دو هزاره را «باير» (به عبري: تهو) ميدانستند. زيرا وحي در اين زمان وجود نداشت. دوهزارة دوم، دوران شريعت (تورا) يا وحي بود و دو هزارة سوم روزگاري است که ظهور مسيحا در آن انتظار ميرود. (يرموت هماشيح) بعد از اين سه دوره در آغاز هزارة هفتم، ماشيح ظهور ميکند.
نظريه دوم: محاسبات ديگري مربوط به تاريخ ظهور ماشيح در تلمود يافت ميشود که اغلب آنان تاريخي در حدود پايان قرن پنجم ميلادي را نشان ميدهند؛ مثلاً ايلياي نبي به يکي از دانشمندان گفت: «دنيا دست کم هشتاد و پنج يوول (4250 سال، هر يوول 50 سال است) دوام خواهد داشت و در يوول آخرين (ماشيح) فرزند داوود خواهد آمد. آن دانشمند از ايليا پرسيد: آيا ماشيح در آغاز آن يوول ظهور خواهد کرد، يا در پايان آن؟ ايليا جواب داد: نميدانم.»
نظريه سوم: کساني معتقد بودند ماشيح چهارصدسال بعد از ويراني دوم اورشليم ظهورخواهد کرد؛ ولي چهارصدسال گذشت و ماشيح در آن تاريخ ظهور نکرد.
در مقابل اين نظريههاي افراطي در تعيين وقت، کساني به شدت با اين ايده مخالفت و آن را تقبيح کردند. زيرا اين محاسبات و پيشگوييها اميدهايي در دل مردم پديد ميآورد که بعدها به حقيقت نپيوسته و باعث يأس و نااميدي ميشود. از اين نظر کساني که تعيين وقت ظهور کردند مورد لعن و نفرين واقع شدند:
ـ لعنت بر کساني باد که تاريخ پايان ذلت اسرائيل و ظهور ماشيح را محاسبه ميکنند زيرا ايشان چنين استدلال مينمايند که اگر تاريخ پايان ذلت فرا رسيد و ماشيح نيامد، هرگز ديگر نخواهد آمد... لکن همواره منتظر ظهور او باش!
ربانيون يهود مردم را از چنين محاسباتي برحذر ميداشتند و توصيه ميکردند که مردم به دنبال کارهاي نيک بروند. زيرا آمدن ماشيح مشروط به کارهاي نيک مردم است.(5)پاورقی
1. کرينستون، جوليوس، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقي، ص71.
2. کهن ابراهام، گنجينهاي از آموزههاي يهود، ترجمه امير فريدون گرگاني، ص245.
3. اين از انديشه ربي خنينا است(ربي به کسي که مرجعيت ديني يهود را دارد اطلاق ميشود.)
4. کهن ابراهام، گنجينه اي از آموزههاي يهود، ترجمه امير فريدون گرگاني، ص265.
5 . کرينستون، جوليوس، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقي، ص71.
گونه شناسي يهود درباره ماشيح
ويژگيهايي كه ميتوان براي ماشيح برشمرد عبارتند از:
الف) روبه آينده دارد
ب) متشخص است؛ (يعني شخصيتي که ميتوان براي او اوصافي ذکرکرد.)
ج) انساني و خاکي است
د) نوعي است؛ (بدين معنا که براي همه انسانهاست)
ه( قومي است؛ (حداقل ابتداي آن قومي و ملي است، ولي بعد از زمان اشعيا از اين کارکرد خارج شد و غير قومي شد.)
و) کارکرد کيهاني دارد؛ (يعني زميني است و از امور خارق العاده بهره گرفته است.)
ز) کارکرد اجتماعي دارد؛ (يعني تشکيل حکومت ميدهد.)
ح) موعودشان به شدت زمانمند است؛ (1) (زيرا در تاريخي ظهور ميکند و در تاريخ ديگر کار را تمام ميکند.)
موعود در نگاه منابع يهود
منبع مهم يهوديان در آموزههايشان، عهد عتيق است که مشتمل بر 39 کتاب است که ازنظر موضوع به سه بخش تقسيم ميشوند: 1ـ تورات و بخش تاريخي عهد عتيق که شامل 17 کتاب است که شامل پنج سفر تورات و12 کتاب ديگراست. 2ـ حکمت، مناجات و شعر که مشتمل بر 5 کتاب است. 3ـ پيشگوييهاي انبيا که مشتمل بر 17 کتاب است.
در تورات، بخصوص در اسفار پنجگانه، هيچ سخن صريحي دربارة ماشيح و موعود وجود ندارد. برخي خواستند با تأويل برخي آيات آن، اين چنين وانمود کنند، ولي به صراحت چيزي در اين زمينه وجود ندارد. ولي در بخشهاي ديگر مثل مزامير داوود و يا در پيشگوييهاي انبيايي مثل عاموس، هوشع، اشعيا، دانيال و ملاکي در اين زمينه مطالبي ديده ميشود؛ بخصوص از اشعياي دوم به بعد اين مطلب همانگونه که آمد، پررنگتر ديده ميشود.
درکتب ديگر يهود نظير تلمود (2) بحث مسيحا يا ماشيح مشاهده ميشود. نگاه تلمود پيرامون شخص ماشيح روي هم رفته به اين قرار است: «انساني که از نهال خاندان سلطنتي داوود است و قداست او تنها به سبب موهبتهاي طبيعي او است. امتهاي مشرک به دست او نابود خواهند شد و بنياسرائيل به قدرت جهاني خواهند رسيد.»
براي مسيحا نامهايي نظير، ابن داوود، داوود، مِناحِم بن حِزقّيا، صِمَح، شالوم و حَدرک. ذکر شده است و در آگاداي تلمود به استقلال سياسي و يهودي شدن امتها اشاره شده است.
جلوة مهم در مفهوم آگاداي عصر مسيحا انديشة استقلال سياسي است. در اين زمينه يکي از حکمهاي تلمودي به نام سموئيل، ميگفت که تنها تفاوت زمان مسيحا با عصر حاضر، آزادي سياسي خواهد بود.
نفي و نهي از محاسبة زمان ظهور ماشيح
به گفتة «اُگادا» دوران حکومت مسيحايي محدود است. او در اين زمينه ارقامي را ذکر ميکند. مطلب ديگري که در تلمود ديده ميشود وجود مسيحاي دروغين در ميان مردم يهود است که در اين زمينه قضايايي نيز نقل شده است. (3)
مدعيان دروغين ماشيح يهود
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاريخ پرفراز و نشيب يهوديت موج ميزند. يهوديان در سراسر تاريخ پررنج خود هرگونه خواري و شکنجه را به اين اميد برخود هموار ميکردند که روزي ماشيح بيايد و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج برهاند و برجهان سروري دهد.
از روزگاران باستان تا عصر حاضر، صدها تن برخاستند و نغمة مسيحيايي ساز کردند و چند صباحي سادهدلان بنياسرائيل را مجذوب خود نمودند و در نهايت بلاهاي جانكاهي بر ديگر بلاهاي آن قوم افزودند؛ مثلاً چند قرن پس از ميلاد، يک دلباخته پرشور به نام موسي در جزيره «کِرت يا کَنديا» خود را ماشيح يا مسيحا خواند و تمام جوامع يهودي جزيره را که در آن زمان مرکز مهم يهوديان بود، مجذوب خود ساخت. او مدعي بود که آنها را از درياي مديترانه عبور داده و به فلسطين ميبرد و در آنجا دولت مسيحايي تشکيل ميدهد. يهوديان کسب و کار خود را رها کردند و جريان عادي زندگي به اميد پرالتهابي مبدل شد؛ مبني بر اينکه موساي جديد با خشک کردن دريا از طريق معجزه، آنان را به سرزمين موعود رهبري خواهدکرد. آنان به رسالت و قدرت او چنان ايمان آوردند که همة اموال خود را تقديم او کردند و آحاد مردم به دنبال او به جانب دريا به راه افتادند. او بر صخرهاي که بر دريا مشرف بود، ايستاد و به مريدان خود فرمان داد که خويش را به دريا افکنند و مطمئن باشند که دريا براي آنان شکافته خواهد شد. نتيجه اين امر را ميتوان به آساني دريافت؛ جمعي غرق شدند و شماري را دريانوردان نجات دادند. (4) نقل شده آنان که نجات يافتند، همگي مسيحي شدند.
بالاخره مدعيان مسيحايي در قرون متوالي مشکلات بزرگي براي يهوديان ايجادکردند و گاهي فرقههايي پديد آوردند که تاکنون باقي است؛ مانند فرقه «دونمه» در ترکيه که از شبتاي صبي (5)، نامدارترين مسيحاي دروغين (متوفاي 1676 م) به يادگار مانده است.
نظير چنين حادثهاي را هنگامي که فردنياندو ايزابلّا (پس از برانداختن واپسين سلسلة فرمانروايان مسلمانان در اندلس به سال 1492) دستور اخراج يهوديان آن سرزمين را صادر کرد، به وجود آورد. ربانيون يهود معتقد بودند که خداوند براي مهاجرت يهوديان به شمال آفريقا دريا را خواهد شکافت. براين اساس همة راندهشدگان در بندر قادس (کنار جبلالطارق اقيانوس اطلس) در انتظار شکافته شدن دريا ماندند، ولي نااميد شدند. (6)پاورقی
1 . موحديان عطار، مقالة گونهشناسي موعود در اديان، هفت آسمان، شماره 12 و 13.
2. تلمود به کتابي بسيار بزرگ که احاديث و احکام يهود را در بردارد اطلاق ميشود. کتاب تلمود مشتمل بر دو عنصر است: هلاخا و اگادا که به ترتيب عبارتند از: قانون وافسانه يا بحث حقوق و تفسير واعظانه.
3. کرينستون، جوليوس، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقي، ص53-76.
4. Vol. Vll، p( Bohns ed)، Historin Ecclesiastica، Socrates.
5. Sabbtae zebi.
6. بنگريد: تاريخ ويل دورانت، ج 18، ص364.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..