عترت پيامبر(صلى الله عليه وآله)
از مفاد حديث ثقلين، اين نكته روشن مى شود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) عترت خويش را در كنار قرآن كريم قرار داده است. اكنون جاى اين سؤال است كه مراد از عترت چه كسانى است؟ و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چه كسانى از عترت خود را در رديف قرآن قرار داده و ثقل اصغر خوانده است؟ ابن اثير مى گويد:عترت انسان به خاص ترين و نزديك ترين خويشاوندان وى گفته مى شود و عترت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)فرزندان فاطمه(عليها السلام)هستند. قول ابن سيده نيز همين است.(1)
پيداست، مراد از (عترت) و (اهل بيت) در حديث ثقلين محدود است و همه منسوبان به پيامبر(صلى الله عليه وآله) را دربر نمى گيرد; بلكه مقصود از آن، تنها كسانى اند كه به قرينه قرار گرفتن در كنار قرآن، از امتيازات ويژه اى برخوردارند. اينان همتاى قرآن و مانند آن ارزشمند هستند و تمسّك به آنان مانع از لغزش و انحراف است; چنان كه علّامه مناوى مى گويد:
(وَ الْمُرادُ بعِتْرَتِه هنا الْعُلَماءُ الْعاملونَ، اِذْ هُم الَّذِينَ لايُفارِقونَ الْقُرآنَ).(2) يعنى، مقصود از عترت پيامبر(صلى الله عليه وآله)تنها افراد داراى علم و پايبند و عالم از خاندان ايشان است; چرا كه آنان هيچ گاه از قرآن جدا نمى شوند.
چند نكته
بر اساس اين حديث، پيامبر(صلى الله عليه وآله) دستاورد رسالت خود را دو چيز گران مايه يكى،(كتاب خدا) و ديگرى (عترت) آن حضرت كه از هم جدايى ناپذير و عامل راهيابى و رستگارى انسان ها تا روز قيامت هستند. ملازمت بر اين دو از مهم ترين وظايف دينى هر مسلمانى است و تا قيامت پايدار است. به بيان ديگر اين حديث شريف و زيبا حاوى نكات ارزشمندى است:يكم. همان گونه كه كتاب خدا جاويدان است و تا پايان عمر دنيا وجود دارد، يك نفر از اهل بيت نيز هميشه در كنار قرآن تا پايان عمر دنيا خواهد بود. اين نكته از واژه (لن يفترقا) به خوبى روشن مى شود. چنان كه ابن حجر در صواعقمى گويد:فِى اَحاديِثِ الْحثّ عَلَى التَّمَسُّكِ بِاَهْل الْبَيتِ اَشارَةٌ اِلى عَدَم انْقِطاع مُسْتَأهِل مِنْهُم للتمسكِ به اِلى يَوم الْقيامَة كَما انَّ الْكِتابَ الْعَزيزَ كَذلِكَ وَ لِهذا كانوا اَمانا لاَِهْلِ الْاَرْض... ثم أحقّ مَن يتمسّك به منهم امامهم و عالمهم على بن ابى طالب (كرّم اللّه وجهه)، لما قدّمنا من مزيد علمه و دقايق مستنبطاته و من ثمّ قال ابوبكر: علىٌّ عترةُ رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)اى الذين حثّ على التمسك بهم;(3) يعنى، احاديثى كه مردمان را به تمسك به اهل بيت فرا مى خواند، به اين اشاره دارد كه از اهل بيت تا روز قيامت كسى كه براى تمسّك شايسته است، همواره وجود دارد; چنان كه كتاب خدا چنين است و از اين رو آنان سبب ايمنى و بقا براى اهل زمين هستند... سزاوارترين فرد از ميان ايشان براى تمسّك، امام و عالم آنها على بن ابى طالب است كه علم فراوان و استنباط هاى دقيق و موشكافانه دارد، و به همين جهت ابوبكر گفته است: (على(عليه السلام) عترت رسول خدا است); يعنى، از كسانى است كه پيامبر خواسته و ترغيب كرده مردمان به آنان تمسّك جويند.دوّم. همچنان كه قرآن حجّت بوده و بر مردم واجب است از آن پيروى كنند; همچنين بايد از اهل بيت(عليهم السلام) پيروى و اطاعت كنند. از اين رو اهل بيت تنها كسانى اند كه شايستگى دارند رهبرى، امامت و سرپرستى امور مردم را به عهده گيرند. معناى دو ثقل اكبر و اصغر نيز اين است.سوّم. در قرآن هيچ خطا و اشتباهى نيست و پيروان واقعى قرآن در هيچ زمانى دچار اشتباه نشده و دچار گمراهى و ضلالت نمى گردند. پيامبر(صلى الله عليه وآله)اهل بيت(عليهم السلام) را در كنار قرآن قرار داده و مى فرمايد: (اگر به هر دو تمسّك بجوييد، هرگز دچار گمراهى نمى شويد). از اين فهميده مى شود كه اهل بيت(عليهم السلام)نيز هرگز دچار خطا نمى شوند (يعنى داراى ملكه عصمت بوده و معصوم مى باشند)، زيرا اگر به خطا دچار شوند، حتماً باعث گمراهى و ضلالت مى گردند.چهارم. اين همراهى نتيجه ديگرى نيز مى دهد و آن اينكه تنها اهل بيت(عليهم السلام)هستند كه مى توانند محتواى آيات و دقايق لطيف آنها را به صورت درست و كامل در اختيار مردم قرار دهند; از اين رو براى استفاده صحيح از قرآن بايد از رهنمودها و هدايت هاى آنان بهره برد.پنجم. قرآن درياى بى كران معرفت است. اتصال اهل بيت(عليهم السلام) به قرآن، نشانه وسعت علم و ژرفاى معرفت آنان است.
1. نهاية، ج 3، ص 177.
2. فيض القدير، ج 3، ص 15.
3. الصواعق المحرقه، ص 90.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..