پیشگفتار

در ميان مباحث مهدويت يكي از سؤالاتي كه پيوسته مطرح بوده است اين است كه چگونه مي‌توان از فيوضات امام غائب بهره مند شد؟ آيا اصولاً امامي كه در پس پرده غيبت قرار گرفته است مي‌تواند تأثيري در حيات بشري داشته باشد؟

ضرورت بحث

1. بهره مندي از اين فوائد، در گرو شناخت هر چه بهتر آن هاست

2. با توجه به اين كه بخشي از مخاطبين ما، به امور ديني از جمله مسأله حجّت غائب نگاه كاركردي دارند: پاسخ متناسب با نوع نگاه و ديد خود مي‌طلبند.1

3. سؤال جدي اهل سنت از ما در مورد فوائد حجت غائب و لغو و بي‌معني دانستن اين مسأله

قاضي عبدالجبار معتزلي مي‌گويد:

(اگر امام ظاهر نشود تا به وسيله او نقص‌ها جبران شود، چه فائده اي بر او مترتب است بسان آن كه اصلاً حجتي بر روي زمين نباشد!)2

هم چنين تفتازاني يكي ديگر از علماي مشهور اهل سنت مي‌نويسد:

(مسأله اختفاي امام از مردم، به اين كيفيت كه تنها اسمي از او در ميان باشد جداً بعيد است و امامت او در خفاء امري بيهوده است!).3

 

1. ر.ك: كلام جديد، خسروپناه گفتار دهم.

2. شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، علي اصغر رضواني، ج 2، ص 244 به نقل از «المغني»، ج 1، ص 57.

3. شرح مقاصد تفتازاني، ج 5، ص 312.

خاستگاه سؤال

اما به راستي چه چيز سبب شده است برخي غيبت را، مانعي براي بهره مندي از فوائد امام تلقي كنند و به عبارت ديگر خاستگاه و منشأ اين سؤال كجاست؟!

ريشه و سبب اين ذهنيت در ميان معتقدان به امامتِ او، با اهل سنت به كلي متفاوت است.

خاستگاه اين سؤال در شيعه

اگر در ميان برخي از شيعيان و پيروان حضرت، اين سؤال وجود دارد، جهت آن اين است كه در عين اعتقاد به امامت حضرت در صدد يافتن راهي براي بهره مند شدن از فيض و بركت امام خود هستند كه از چه طريقي مي‌توانند از خورشيد پشت ابر خود نور و انرژي معنوي كسب كنند؟

خاستگاه سؤال ميان اهل سنت

منشأ اصلي اين سؤال ميان آنان و لغو و بيهوده دانستن وجود امامِ غائب، تفاوت اساسي آنان با شيعه در مورد جايگاه امام و فلسفه امامت است. آنان امام را در حدّ يك حاكم مي‌بينند كه وظائفي همانند آن چه كه بر عهده يك پادشاه يا رئيس جمهور است بر عهده او مي‌باشد و طبعاً با چنين بينش سطحي، غيبت امام معني و مفهوم ندارد.

قاضي عبدالجبار معتزلي مي‌گويد:

(بدان جهت به وجود امام نياز است كه به احكام شرعي، مانند حدود و حفظ كيان مملكت و مرزهاي كشور و آماده ساختن و بسيج نيروهاي رزمنده براي مبارزه با دشمن و اموري از اين قبيل عينيت بخشد.1

و قاضي ابوبكر باقلاني اشعري مي‌گويد:

فرماندهي سپاه، پاسداري از مرزها، سركوبي ستمگران، حمايت از مظلومان، اقامه حدود، تقسيم سرمايه‌هاي عمومي ميان مسلمانان و هزينه كردن آن در اموري مثل جهاد با دشمنان از اموري است كه هدف از نصب امام را تشكيل مي‌دهد و به عنوان وظائف و مسئوليت‌هاي او به شمار مي‌رود.2

اما شيعه اماميه در پرتو تمسك به ثقلين امام را حجت و خليفه خدا در روي زمين مي‌داند كه همانند نبي از طرف خداوند معين مي‌گردد و تمام شؤونات و مسئوليت هايي كه بر دوش رسول گرامي اسلام قرار دارد به جز دريافت وحي، وظائف و شؤونات امام محسوب مي‌گردد و به عبارت ديگر فوائد و وظائف امام از ديدگاه شيعه، بر دو قسم مي‌باشد:

1. فوائد و وظائف مترتب بر حضور و ظهور او در جامعه مثل:

الف) حفظ نظام اجتماعي مسلمانان

ب) برقراري عدالت اجتماعي

ج) بيان احكام و تفسير و تبيين قرآن

د) حفظ شريعت

هـ ) اجراي حدود الهي

و ) تكاليف اجتماعي مثل جهاد و دفاع

ز) تقسيم بيت المال و اموري از اين قبيل

2. فوائد و وظائف مترتب بر وجود امام

يعني، اموري كه غيبت نمي تواند مانعي براي عملي ساختن آن باشد كه اصلي ترين و مهم ترين رسالت امام در همين امور تعريف مي‌شود.3 در اين نوشتار در صدد تبيين اين بخش از فوائد، خواهيم بود ان شاءالله.

 

1. مجله انتظار، شماره 6، ص 39 مقاله فلسفه امامت، به نقل از شرح الاصول الخمسة، ص 509.

2. همان، ص 41 به نقل از تمهيد الاوائل و تلخيص الدلائل، ص 477، براي تحقيق بيشتر به مجله انتظار، شماره 4، ص 55 نيز مراجعه نمايند.

3. براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به كتاب خورشيد مغرب از محمدرضا حكيمي فصل نهم آن.

واسطه فيض

و در يك جمله حيات مادي و معنوي بشريت بلكه نظام هستي به يمن وجود امام و حجت خدا كه واسطه فيض است مي‌باشد.

يكي از مهم ترين مسائل معرفت و شناخت، اعم از ديني، فلسفي و عرفاني، مساله فيض و وساطت در فيض است كه از دير زمان مطرح بوده و در معارف ديني تحت عنوان (اول ما خلق الله) يا (نخستين مخلوق) از آن ياد شده است.

آن گاه كه خداوند متعال اراده نمود خلقتي داشته باشد گرچه در ناحيه خالق هيچ نقص و عجزي وجود نداشت اما در ناحيه مخلوق نيازمند به واسطه بود چرا كه اولاً: بايد بين علت و معلول سنخيت وجود داشته باشد و ثانياً مشيت خداوند بر اين تعلق گرفته كه نظام هستي، نظام اسباب و مسبّبات باشد امام صادق علیه السلام مي‌فرمايد:

خداوند متعال امتناع نموده از اين كه امور را عملي سازد مگر بوسيله اسباب، پس براي هر چيزي سببي قرار داد و براي هر سببي فتح و گشايشي قرار داد و براي هر گشايشي كليدي و براي هر كليدي نشانه اي و براي هر نشانه اي در ناطقي قرار داد هر كس اين وسيله و باب ناطق را بشناسد خدا را شناخته و هر كس آن را انكار كند خدا را انكار كرده است و آن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ما (=ائمه علیهم السلام) هستيم.1

لذا براي فيض وجود و ساير فيوضات نياز به واسطه اي بود كه از طرفي بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و در قالب انسان مادي تجلي يابد و از طرف ديگر نزديك ترين و مقرب ترين موجود در عالم هستي به خالق متعال باشد به همين جهت است كه در روايات متعددي از ناحيه حضرت رسول صلی الله علیه و آله اين چنين آمده است كه اولين چيزي كه توسط آفريدگار هستي خلق شد و به عبارت ديگر نخستين مخلوق، انوار طيبه معصومين علیهم السلام بود و به واسطه آنان فيض جود و وجود به ساير موجودات افاضه شد.2

 

1. الشموس المضيئه، حاج شيخ علي سعادت پرور، ص 15 به نقل از بحارالانوار، 2/90 حديث 15.

2. بحارالانوار، ج 1، ص 97 و 105، ج 15، ص 25 و 29، ج 24، ص 25 و 29، ج 25، ص 16، 21 و 22.

انواع فيض

براي روشن شدن بحث توجه به اين نكته لازم است كه فيض بر چند قسم است.

1. فيض وجود

آن چه كه در عالم وجود دارد از اتم تا كهكشان‌ها از ماديات تا مجردات همه و همه مخلوق خداست اما سخن در اين است كه به خاطر نقص در ناحيه قابليت قابل، فيض وجود، به واسطه انوار طيّبه معصومين علیهم السلام صورت گرفت و همچنان فيض وجود از اين طريق افاضه مي‌گردد و تداوم و استمرار مي‌يابد.

2. فيض هدايت و معنويت

در فيض هدايت نيز، قطعاً نياز به واسطه است زيرا همه نمي توانند محل نزول وحي الهي قرار گيرند و مستقيماً هدايت شوند و پيوسته بايد بين خالق و مخلوق واسطه اي باشد تا فيض هدايت و معنويت شامل حال آنان گردد.

3. فيض نعم مادي

لزوم وجود حجت خدا در هر عصر و زمان كه در بخش آيات مهدويت و همين طور در بخش امام مهدي علیه السلام در سنت گذشت ناظر به همين مطلب است. يعني اگر حجت خدا در روي زمين نباشد همه اين فيض‌ها قطع خواهد شد، لذا در هر زمان حجتي از طرف خداوند كه گاهي به عنوان نبي است و گاهي به عنوان وصي اين مسؤوليت را بر عهده دارد و تمام فيض‌هاي مادي و معنوي از طريق او به مخلوقات مي‌رسد به گونه اي كه اگر اين حجت برداشته شود نظام آفرينش نابود خواهد شد.

امام سجاد علیه السلام مي‌فرمايد:

(در پرتو وجود ماست كه خداوند، آسمان را از فروپاشي نگه مي‌دارد، در پرتو وجود ماست كه خداوند زمين را از لرزش و سلب آرامش از ساكنانش حفظ مي‌كند باران به وسيله ما نازل و رحمت به وسيله ما منتشر و بركات زمين به خاطر ما خارج مي‌گردد و اگر از ما (حجت خدا) كسي روي زمين نباشد زمين اهلش را در خود فرو خواهد برد.1

وقتي جابر از رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله در مورد فائده امام غائب سؤال نمود حضرت اين حقيقت را در قالب مثالي بسيار زيبا و گويا براي او بيان نمود و فرمود:

(اي و الذي بعثني بالنبوه انهم ليستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس ان سترها سحاب)2;

(بله قسم به آن خدايي كه مرا به نبوت برانگيخت همانا پيروانش در زمان غيبتش از نور او روشني مي‌گيرند و از ولايتش بهره مي‌برند همانند بهره مندي مردم از خورشيد آن گاه كه ابر آن را پوشانده باشد.

تشبيه امام و حجت خدا به خورشيد پشت ابر نكات بسيار زيادي را دربر دارد از جمله اين كه فوائد خورشيد منحصر در شعاع مستقيم آن نيست و زماني كه پشت ابر پنهان مي‌گردد مردم همچنان از فوائد سرشار خورشيد بهره مند مي‌گردند به گونه اي كه اگر لحظه اي اين خورشيد نباشد منظومه شمسي در هم مي‌ريزد. در تشبيه لطيف ديگري حضرت به آب مثال زده شده است و از او به عنوان (ماء معين) يعني آب نمايان ياد شده است.3 اين دو تشبيه بيانگر ضرورت وجودي حضرت است كه همان گونه كه حيات همه موجودات به نور خورشيد و آب بستگي دارد حيات مادي و معنوي تمام موجودات به وجود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ بستگي دارد و در دعاي عديله اين حقيقت به بياني زيبا به چشم مي‌خورد.

(ببقائه بَقيت الدنيا و بيُمنِه رُزِقَ الوري و بوجوده ثبتتِ الارض و السماء و به يَمْلاءُ الله الارض قسطاً و عدلا بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)4;5

دنيا به واسطه او باقي است و مخلوقات از بركت او روزي داده مي‌شوند و زمين و آسمان به سبب او قرار و ثبات دارند و خداوند زمين را به وسيله او پر از عدل و داد مي‌كند پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده است.

 

1. كمال الدين، ج 1، ص 238، باب 21، حديث 22 ر.ك: كافي، ج 1، ص 179، حديث 11، باب ان الارض لا تخلو من حجة و كتاب الغيبة مرحوم نعماني، باب 8.

2. منتخب الاثر، ص 144 الفصل الاول الباب الثامن، حديث 4.

3. در بحث آيات مهدويت ذيل آيه 30 ملك بحث آن گذشت.

4. مفاتيح الجنان، دعاي عديله، در زيارت جامعه كبيره فرازهاي «بكم فتح اللّه» به بعد ناظر به همين مسأله مي باشد.

5. براي مطالعه بيشتر در مورد واسطه فيض مراجعه كنيد به:

اصول كافي، كتاب الحجة، باب الاضطرار الي الحجة و باب ان الارض لا تخلو من حجة، كمال الدين، باب العلة التي من اجلها يحتاج الي الامام و باب اتصال الوصيه، خورشيد مغرب، فصل نهم، رقم 6، ص 178

هدايت باطني افراد لايق و شايسته

مقدمه

هدايت انسان داراي دو رتبه است.

هدايت تشريعي:

كه به صورت ارائه طريق و نشان دادن راه مي‌باشد.

(انا هدينا السَّبيل اما شاكراً و اما كفوراً) (انسان 76: 3) به حقيقت ما راه (سعادت و نجات) را به انسان نشان داديم حال خواهد هدايت پذيرد و شكر اين نعمت گويد و هر كه خواهد آن را كفران نمايد.

هدايت باطني:

(شاخه اي از هدايت تكويني) كه به صورت ايصال الي المطلوب و رساندن به خواسته و هدف مي‌باشد.

رسالت اصلي همه انبياء و اوصياء علیهم السلام هدايت تشريعي و ارشاد و راهنمائي مردم مي‌باشد اما سخن در اين است كه هدايت باطني چه جايگاهي دارد و كار كيست؟

مرحوم علامه طباطبائي(رحمه الله) در تفسير گرانسنگ الميزان ذيل آيه 124 بقره و آيه 73 سوره انبياء و 24 سوره سجده به تبيين اين مسأله پرداخته است از ديدگاه ايشان، هدايت باطني و ايصال الي المطلوب از شؤون امامت كه فوق رسالت است مي‌باشد

بيان مطلب

ابراهيم خليل در اواخر عمر خود در حالي كه هم نبي بود و هم رسول بعد از پشت سر گذاشتن امتحانات سنگيني مثل انداخته شدن در آتش، ذبخ فرزندش اسماعيل و سربلندي در اين ابتلاءات ، مفتخر به مقام شامخ و رفيع امامت گرديد و خداوند متعال به او فرمود: (اني جاعلك للناس اماماً) (بقره: 124) همانا من تو را براي مردم امام قرار دادم.

حضرت ابراهيم در حالي كه هم نبي بود و هم رسول اين مژده به او داده شد كه ما تو را امام قرار مي‌دهيم و اين حاكي از عظمت و بزرگي مقام امامت مي‌باشد.

نكته جالب اين كه در قرآن مجيد هر كجا متعرض امامت شده است در كنار آن هدايت به امر خدا به عنوان تفسير آمده است (آيه 73 انبياء و 24 سجده)

نتيجه اين كه امامت از ديدگاه قرآن مطلق هدايت نيست بلكه هدايتي است كه به فرمان الهي صورت مي‌گيرد و به حَسَب باطن نوعي ولايت بر مردم است كه با نفوذ و تأثير در نفوس قابل و لايق، آنان را در سلوك و پيمودن منازل و مراتب سير الي الله دستگيري و راهنمايي مي‌كند.

مقام رسالت در فيوضات ظاهري يعني شريعت الهي رابط بين مردم و خداست ولي مقام امامت در فيوضات باطني رابط بين عابد و معبود است.1

نكته مهم اين كه گاهي اين دو مقام در يك نفر جمع مي‌شود مثل رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آلهو حضرت ابراهيم علیه السلام و برخي ديگر از انبياء عظيم الشأن «صلوات الله عليهم اجمعين» و گاهي از نبوت جدا مي‌گردد و شخص، داراي مقام رفيع امامت است مثل ائمه طاهرين علیهم السلام.

جان كلام اين كه امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ رسالت اصليش هدايت و دستگيري باطني افراد لايق و شايسته مي‌باشد و هم اكنون قافله سالار كاروان انسانيت در سير الي الله مي‌باشد و غيبت حضرت هيچ مانعي براي إعمال اين هدايت نيست بر خلاف هدايت تشريعي كه لازمه آن ظهور و حضور امام ميان مردم مي‌باشد و ان شاءالله با ظهور حضرت، مردم از آن بهره مند خواهند شد.

 

1. تفسير الميزان، ج 1، ص 267 به بعد ذيل آيه 124 بقره و ج 14، ص 304 به بعد ذيل آيه 73 سوره انبياء.

فلسفه هدايت باطني

با وجود هدايت تشريعي و آيات نوراني قرآن و سنت حيات بخش معصومين علیهم السلام چه ضرورتي براي هدايت باطني مي‌توان در نظر گرفت؟!

در پاسخ اين سوال بايد گفت انسان‌ها در درجات و مراتب مختلفي از عقل و فهم قرار دارند بسياري از افراد (از مؤمنين) به بهشت قانع و راضيند و نسبت به درجات بالاتر، يا اطلاعي ندارند يا همت وصول به آن را ندارند اينان در پرتو هدايت تشريعي مي‌تواند به مقصود و خواسته خود نائل شوند و نيازي به هدايت باطني براي آنان نيست.

اما در طول تاريخ پيوسته انسان هايي بوده و هستند كه به بهشت قانع نيستند و با شناخت استعدادهاي عظيم بالقوه خود به بهشت و جهنم به عنوان ابزار و وسيله اي براي نيل به درجات بسيار عالي مي‌نگرند نه هدف يكي عامل تشويق و ديگري عامل تهديد و بازدارنده از آلودگي و سستي.

اينان با همّتي بلند و عزمي راسخ طالب سلوك سير الي الله و طي عالي ترين درجات رشد و تعالي هستند و خداوند حكيم شرائط و راهكارهاي لازم براي اين دسته از انسان‌هاي والا همت را فراهم نموده است از جمله ضرورت وجود يك انسان كامل كه خود در اوج معنويت و بر فراز اين قله قرار دارد تا دستگير و رهنماي چنين افراد لايق و شايسته اي باشد و در پرتو هدايتهاي باطني او درجات رشد و تعالي را يكي پس از ديگري طي كنند. با توجه به اين نكته كه در فيض هدايت نياز به واسطه است با بياني كه در بخش واسطه فيض گذشت.

فائده سوم: اميد بخشي

نقش حياتي و شگفت انگيز اميد در سعادت و موفقيت فرد و جامعه بر كسي پوشيده نيست و در يك جمله مي‌توان گفت: