نقد و بررسي آراء دارمستتر
نقد اول: از جمله انتقادات بر دارمستتر، اين است كه وي چون مهدويت را يك آموزه صحيح اعتقادي نميداند، از اينرو با نقد تفكر محمد احمد سوداني، اصل اعتقاد به مهدويت را هم مخدوش اعلام ميكند. از نظر او مهدويت از ريشه نيز بي اساس بوده و برآمده از رخدادهاي تاريخي است و هنگام سخن گفتن از مدعيان دروغين در تاريخ تمدن اسلامي به گونهاي سخن ميگويد كه گويي از يك امر خرافي كه هيچ ريشه اعتقادي ندارد، سخن ميگويد.
نقد دوم: شيوه او در اين كتاب تاريخيگري است و همه مسائل را از روزنه يك برهه تاريخي و زمان و مكان وقوع رخداد ميبيند، از اينرو به اهميت و جايگاه مسئله مهدويت در اسلام توجه نميكند و به اين توجه ندارد كه اعتقاد به مهدويت، ريشه در افكار و اعتقادات اسلامي و بلكه تمامي اديان ابراهيمي دارد. به همين جهت او در نقد محمد احمد سوداني، بسترهاي را كه در آن قرار گرفته كاملاً مخدوش و داراي پايههاي متزلزل ميبيند. البته بايد افزود كه در روش تاريخيگري، اين نوع نگاه بيروني و بدون دلدادگي متعارف است، اما تاثير پذيري دارمستتر از آثار ابن خلدون نيز مزيد بر علت بوده و او تحت تاثير افكار ابن خلدون نسبت به اصل مهدويت تشكيك ميكند.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..