نگاه كربن به امامشناسي
وي امامشناسي را ادامه و بسط نبيشناسي ميداند و سلسله امامت را بر محور امام مهدي عجل الله تعال? فرجه الشر?ف كه ادامه امامشناسي در عصر ما است، قرار ميدهد و مسأله مهدويت را در پديدارشناسي شيعه، داراي مركزيت ميداند. او ميگويد:
«اسلام شيعي، مبتني بر نوعي پيامبرشناسي است كه در يك امامشناسي بسط پيدا ميكند.... وظيفه حكمت نبوي، تداوم و حفظ معناي معنوي وحي الهي، يعني باطن است. وجود اسلامي معنوي نيز وابسته به همين حفظ باطن است و گرنه اسلام با گونههاي ويژه آن، دستخوش همان فرايندي ميشد كه در مسيحيت، نظامهاي كلامي را به ايدئولوژيهاي اجتماعي و مهدويت كلامي را به عنوان مثال به مهدويت اجتماعي و به امري عرفي تبديل كرد.» (1)
هانري كربن در مسأله مهدويت و شناخت شيعه به عناصر، شاخصها و بنيادهاي فكر شيعي ميپردازد و از نگاه او، حقانيت و درستي اين مباحث مفروض گرفته ميشود. در واقع، براي او از جنبه پديدارشناسي، درك حقانيت و درستي اعتقادي كه محور بحثش ميباشد ـ هر چند كه او معتقد به اين مباحث باشد ـ از اولويت برخوردار نيست. (2) كربن وقتي قرائت عرفاني از شيعه را ارائه ميدهد، تنها به بيان بنيادها و پايههاي اين تفكر
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..