ممكن است كسي بگويد: چه اشكالي دارد كه امام مهدي علیه السلام زندگي ظاهرانه را انتخاب كند و با حاكمان ستمگر هم‌پيمان عدم تعرض ببندد و وقتي ظهور ‌كرد، به پيمان خودش وفا نكند و آن را نقض كند؟

پاسخ سؤال اين است كه: تمام هنر امام مهدي علیه السلام و تمام عظمت كار امام مهدي علیه السلام در اين است كه حضرت فضيلت‌ها را زنده مي‌كند. اگر ما بگوييم كه خود حضرت مهدي علیه السلام بيعت شكني كند و بيعت خود را زير پا بگذارد، اين در واقع به اين معناست كه حضرت علیه السلام خود مرتكب خلاف اخلاق و فضيلت‌ شود و اين با اهداف آن حضرت علیه السلام منافات دارد. حضرت علیه السلام تمام هدفش اين است كه فضيلت محور باشد، پس معنا ندارد كه خود حضرت علیه السلام كاري خلاف فضيلت و اخلاق انجام دهد.

دليل سوم: دليل ديگري كه در برخي احاديث ذكر شده اين است كه امام مهدي علیه السلام بخشي از عمرش را غايبانه زندگي مي‌كند جهت اين‌كه مردم لياقت درك حضور معصوم را نداشتند.

امام باقر علیه السلام فرمودند: اذا غضب الله علي قومه نحّانا عن جوارهم. وقتي خداوند ديد مردم نعمت امامت را كه در اختيار آن‌ها گذاشته، قدر نمي دانند و از آن بهره نمي برند، بلكه با آن برخورد و مقابله مي‌كنند، بر آن‌ها غضب مي‌كند و آن نعمت را از آنها مي‌گيرد. يكي از سنتهاي الاهي اين است كه اگر قومي نعمت الاهي را شكرگزار نبود و قدر نعمت را ندانست، نعمت از او گرفته مي‌شود. بنابراين، نعمت امام در ميان مردم و در دسترس آن‌ها بود، ولي مردم قدر ناشناسي كردند و سرانجام قدر ناشناسي اين شد كه خداوند اين نعمت را از آنها گرفت. اين هم دليل ديگري بود.

آخرين چيزي كه به عنوان دليل براي غيبت امام مهدي علیه السلام مي‌توان اشاره كرد، بحث آمادگي جهاني است. ببينيد مردم بيشتر از دو قرن و نيم، معصوم علیه السلام را در كنار خودشان ديدند؛ امّا قدر معصوم علیه السلام را ندانستند و از او بهره نبردند. حال، كي مردم قدر معصوم علیه السلام را خواهند دانست؟ وقتي مدتي معصوم علیه السلام از مردم جدا شود و مردم در فضايي زندگي كنند كه معصوم علیه السلام را نمي‌بينند، جاي خالي او را احساس مي‌كنند و مي‌فهمند حالا كه معصوم نيست چه ضرري را متحمل مي‌شوند. وقتي مردم به اين بلوغ رسيدند، اگر خداوند، معصوم علیه السلام را به آن‌ها داد، با جان و دل اطاعتش مي‌كنند و تمام هستي خود را فداي او ميكنند. اين آمادگي در زماني شكل مي‌گيرد كه اين نعمت از مردم سلب بشود. پس فراهم شدن آمادگي عمومي و جهاني در مردم براي پذيرش معصوم علیه السلام، را مي‌توان به عنوان يكي از دلايلي شمرد كه باعث غيبت امام مهدي علیه السلام شده است. بنابراين، امام مهدي علیه السلام بخشي از زندگي خود را به صورت غايبانه مي‌گذراند تا اين احساس نياز به معصوم علیه السلام در مردم شكل بگيرد و وقتي معصوم علیه السلام ظهور كرد، قدرش را مردم بدانند. دلايل ديگري هم در روايات براي غيبت امام مهدي علیه السلام ذكر شده است كه ما به همين‌ها اكتفا ميكنيم

خلاصه پاياني

خلاصه بحث اين شد كه: اولاً غيبت امام مهدي علیه السلام به معناي غيبت شخصيت است؛ يعني حضرت در بين ما و در همين كره زندگي مي‌كند و با مردم رفت و آمد و تعامل و گفت‌و‌گو دارد ولي هويت حضرت علیه السلام براي ما ناشناخته است.

ثانياً: بدانيم غيبت امام مهدي علیه السلام پديده‌اي بي سابقه نيست و مسأله غيبت در ساير انبيا هم وجود داشته است. بنابراين به مسأله غيبت امام مهدي علیه السلام به ديدة شك و ترديد نگاه نكنيم.

ثالثاً: در روايات، دلايل متعددي براي غيبت امام مهدي ذكر شده است كه ما به اين چند تا اشاره كرديم: 1- حفظ جان امام معصوم علیه السلام. 2- بيعت ستمگري بر گردن حضرت علیه السلام نباشد. 3- ناسپاسي مردم نسبت به نعمت امامت. 4- امام غايب شده است تا در فضاي جامعه جهاني، آمادگي عمومي براي درك حضور معصوم علیه السلام ايجاد شود.