برخي، ائمه و امام زمان را صرفا براي دنيا و منافع آن و رسيدن به جاه و منصب ميخواهند. حتي اگر براي ظهورش دعا ميكنند، صرفاً براي خويش و مطامع دنيوي است1 و اگر امام، بنا به دلايلي، به آنها توجه نكند، با امام به دشمني برميخيزند كه طلحه و زبيرها در طول تاريخ بسيار بوده و خواهند بود. اما آنچه به عنوان آسيب در اينجا مطرح ميگردد و بيشتر حالت عمومي دارد، نگاهي است كه بسياري نسبت به امام دارند. توسّل به امام و خواستن حوايج دنيوي و واسطه ساختن امام به درگاه پروردگار عظيم، امري است صحيح و مورد تأكيد روايات، اما امام را صرفاً براي اين امور خواستن، نشانه عدم درك درست از جايگاه امام در نظام هستي است و متاسفانه بايد گفت نشانه اين است كه هنوز عطش واقعي نسبت به ظهور پيدا نشده است و آمادگي بشر هنوز تحقق نيافته است.

پيامدها

1. دشمني و ستيز با امام.

2. كم اعتقادي يا بياعتقادي به امام در اثر عدم تحقق خواستههاي پايان ناپذير و گاه
بيمصلحت.

خاستگاه

1. عدم درك جايگاه امام و امامت.

2. خود محوري و خودخواهي.

راه درمان

1. معرفت در اثر تدبّر در دين.

2. تربيت و تمرين نفس بر مقدّم ساختن خواسته امام بر خواستة خويش.

يكي از ويژگيهاي سلمان كه او را ممتاز نمود، اين بود كه خواستة امام را بر خواستة خويش مقدّم ميساخت:

عن منصور بزرج قال: قلت لابي عبدالله الصادق علیه السلام: ما اكثر ما اسمع منك يا سيّدي ذكر سلمان الفارسي! فقال: لاتقل الفارسي ولكن قل سلمان المحمّدي، أتدري ما كثرة ذكري له؟ قلت: لا. قال: لثلاث خصال: احدها ايثاره هوي اميرالمؤمنين علیه السلام علي هوي نفسه و الثانية حبّه للفقراء واختياره ايّاهم علي اهل الثروة و العدد و الثالثة حبّه للعلم والعلماء. ان سلمان كان عبداً صالحاً حنيفاً مسلما و ما كان من المشركين.2

منصور بزرج گويد: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: سرورم، چه بسيار ميشنوم از شما ياد كرد سلمان فارسي را! فرمود: نگو سلمان فارسي، بلكه بگو سلمان محمّدي صلی الله علیه و آله ميداني چرا بسيار از او ياد ميكنم؟ عرض كردم: نه. فرمود: براي سه صفت:

1. مقدّم داشتن خواستة امير مؤمنان بر خواستة خويش.

2. دوست داشتن فقرا و مقدم داشتن آنها بر ثروتمندان.

3. دوست داشتن علم و علما.

 

1 . ر.ك: تحف العقول، ص 513؛ روايت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام بدين مضمون كه: مردم درباره ما سه گروهاند: دو گروه به دنبال جاه و مقامند و براي اينكه مردمان را بدرند، محبت ما اهل بيت علیهم السلام را اظهار ميدارند و گروه سوم كه (اين گونه نيستند) از ما اهلبيت ميباشند و ما از آنهاييم.

2 . طوسي، امالي ، مجلس 5 ، ص 133

مدّعيان دروغين مهدويت و نيابت خاصه و عامه

در هر عصري عدهاي به دروغ، ادّعاي مهدويت نموده يا ديگران چنين نسبتي به آنان دادهاند و بدين وسيله فرقههايي ايجاد كردهاند. چه در دوره غيبت صغرا و چه در دوره غيبت كبرا، كساني بودهاند كه نيابت خاصه يا وكالت امام را به دروغ، ادعا ميكردهاند. البته ادعاهاي اين افراد به صورتهاي متفاوتي، ارائه شده است:

1. مهدويت1.

2. نيابت خاصه، وكالت، بابيت يا ... افرادي كه مدعياند هر موقع بخواهند امام را ميتوانند ببينند، مشكلات بهواسطه آنان حل ميشود، آنها واسطه و باب ميان مردم و امام هستند، پيامي را از امام آوردهاند يا پيامي را براي امام ميبرند.2

3. نيابت عامه: عدهاي خود را به جاي علماي ربّاني، مراجع عظام تقليد و فقها و... معرفي ميكنند با اين كه در اين دوران، عقل و نقل، وظيفه همه را روشن ساخته است و آن، مراجعه به علما و فقها است. اينان راهي جداي از قران و سنت و عقل برگزيده و سير و سلوكي معرفي ميكنند و رهْ نرفته، ره ميآموزند.3

پيامدها

1. گمراهي مردم.

2. دوري از مسير اهلبيت علیهم السلام.

3. به بازي گرفته شدن دين.

4. اختلافات ديني در اثر متابعت از فرقه هاي انحرافي.

خاستگاه

1. مشكلات روحي و رواني، عقده خود كم بيني، هيستري و مطرح كردن خود.4

2. نفسانيات و مشكلات اخلاقي و ضعف ايمان.

3. توهم و خيالپردازي.

4. هوي و هوس و خواسته هاي دنيوي و جاه و مقام.

5. جهل و ناآگاهي.

6. سكوت انديشمندان و عالمان يا به موقع و مناسب تصميم نگرفتن.

7. مشكلات سياسي، تأثير اَيادي اجانب مثل فريفتن محمد علي باب و...5.

8. عدم معرفت به جايگاه و شأن امام و جانشيني ايشان.

درمان

1. تقوا و تهذيب نفس.

2. علم و بصيرت ديني و سياسي علما، انديشمندان، دولتمردان و مردم.

3. روشنگري علما و انديشمندان، تكذيب منحرفان.

4. برخورد دولتمردان جامعه اسلامي (مثل برخورد اميركبير با بابيت كه ستودني است).6

5. عدم تسامح و اغماض در برخورد با انحرافات و بدعتها.

 

1 . طوسي، الغيبة، فصل 6، باب ذكر المذمومين الذين ادعوا البابية و السفارة كذبا و افتراء لعنهم الله، ص 397؛ فصلنامة انتظار، ش 8 و 9 و10، مقاله: متمهديان و مدعيان دروغين مهدويت، محمد رضا نصوري.

2 . طوسي، الغيبة، فصل 6، باب ذكر المذمومين الذين ادعوا البابية و السفارة كذبا و افتراء لعنهم الله، ص 397؛ فصلنامة انتظار، ش 8 و 9 و10، مقاله: متمهديان و مدعيان دروغين مهدويت، محمد رضا نصوري.

3 . مانند دراويش، صوفيه و... .

4 . فصلنامه انتظار،ش 5، مقاله: از شيخيگري تا بابيگري، عزالدين رضانژاد.

5 . فصلنامه انتظار ، ش 1، مقاله: از بابيگري تا بهاييگري، عزالدين رضانژاد.

6 . فصلنامه انتظار ، ش 5، از شيخيگري تا بابيگري؛ عزالدين رضانژاد.