نگاه جامعهشناسانه و تاريخي به مسأله مهدويت از منظر گلدتسيهر
«تفكر مهدويت به تدريج به يك جامعه آرماني مهدوي تبديل شد كه مومنان را به آيندهاي دور و مبهم سوق ميداد و همچنين مستعد اين شد كه پيوسته با خرافات و داستانهاي آخرتانديشانه كه سادهلوحانه و عجيب و غريب است، آميخته شود...»
(1)
وي
شيعه را از جديترين مذاهب اسلامي ميداند كه به مسئله مهدويت اعتقاد دارد
و در بخشهاي زيادي از كتاب به بيان فكر امامت و مهدويت از جانب شيعه
ميپردازد و ميگويد:
«محور و مركز اعتقادات شيعه مبتني بر
بحث امامت و وراثت شرعي كساني است كه خداوند آنان را از ذريه و نسل اهل بيت
برگزيده است و به اين منزلت بلند مرتبه رسانده است».
(2)
گگلدتسيهر
ميگويد، از ديدگاه شيعه اعتراف به امامت امام مهدي عجل الله تعالی فرجه
الشریف چه در زمان ظهور و چه در زمان غيبت، شرطي از شرايط ايمان است و
اعتقاد به مهدويت در نظر شيعيان هم رتبه اعتقاد به توحيد و نبوت است و
صرفاً به عنوان يك اعتقاد فرعي و يا حاشيهاي تلقي نميگردد، بلكه اين فكر
در نزد آنان به مراتب جديتر و مهمتر از نگاه اهل سنت به اين بحث مي باشد.
(3)
از
نظر گلدتسيهر اعتقاد به مهدويت داراي وثاقت ديني نيست و معتقد است اثبات
كلامي و اعتقادي آن به حدي نرسيده كه بتوان آن را يك عقيده ديني خواند، از
اينرو آن را از ديدگاه اهل سنت يك اعتقاد درجه دوم ميخواند كه در نگاه به
اين مسئله با شيعه تفاوت دارند.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..