اوج فلسفه و حكمت معنوي اسلام و خصوصاً شيعه پس از اين دوره تحقق يافته است.

تاريخ فلسفه اسلامي از نگاه كربن
وي تاريخ فلسفه اسلامي را به سه دوره تقسيم مي‌كند:
1 ـ از آغاز تا مرگ ابن رشد نخستين دوره تاريخ فلسفه اسلامي است. اين دوره از سده‌هاي آغازين اسلام و به هنگام ورود فلسفه به سرزمين‌هاي اسلامي شروع مي‌گردد و تا سه قرن پيش از صفويه ادامه مي‌يابد. به تعبير كربن، با مرگ ابن رشد تفسير خاصي از فلسفه به پايان مي‌رسد، امّا نگاه جديدي به فلسفه از جانب سهروردي و محيي الدين عربي مطرح مي‌شود كه به اعتقاد او، تدوين نوعي حكمت معنوي است. اين در حالي است كه در نگاه انديشمندان غربي و مورّخان فلسفه، مرگ ابن رشد به معناي پايان تاريخ فلسفه اسلامي است و به انديشه‌هاي سهروردي، محيي الدين و ديگر فيلسوفاني كه پس از ابن رشد آمده اند، هيچ گونه توجهي نمي‌شود.
2 ـ از سه قرن پيش از صفويه دوره دوم آغاز مي‌گردد و تا عصر صفويه ادامه مي‌يابد. كربن معتقد است در اين دوره الاهيات صوفيانه شكل مي‌گيرد، و بزرگاني همچون مكتب ابن عربي، تعليمات نجم‌الدين كبري، سهروردي، سيد حيدر آملي، پيوند ميان تشيع با تصوف و آيين اسماعيلي شكل مي‌گيرد.
3 ـ از عصر صفويه تا كنون دوره سوم نام گرفته است. پاره‌اي از بزرگ‌ترين حكماي اسلامي متعلق به اين دوره مي‌باشند.

(HYPERLINK \l "p1"1)كربن از جمله كساني است كه بر حسب اين تقسيم‌بندي معتقد است كه دوره دوم از تاريخ فلسفه از اهميت زيادي برخوردار مي‌باشد. از اين رو در بيان عرفان و فلسفه اسلامي به انديشمندان و متفكريني مي‌پردازد كه در ايجاد حكمت معنوي حيات اثر بخش بوده‌اند، كه بايد به اين شخصيت‌هايي كه در ترسيم كربن از پديدارشناسي اسلام مؤثر بوده‌اند، مستقلاً پرداخته شود.

پاورقی
1. هانري كربن، تاريخ فلسفه اسلامي، سيد جواد طباطبايي، چاپ دوم، كوير، تهران، س 1377، صص 7 – 8.