سرنوشت شخص ما كاملا مؤثّر است تا چه رسد به جامعه اي كه بايد در آن با همنوعان خويش زندگي كنيم و اداره آنرا بايد به افرادي بسپاريم و ناگزير جامعه بايد تدبير شود و مديريت گردد تا بتوانيم در سايه تدابيرش حيات اجتماعي داشته باشيم چه شهر و روستا يا كشوري كه در آن زندگي ميكنيم مصالحي دارد و تدابيري و مديران لايقي را ميبايد براي مديريت آن انتخاب و گزينش نمود لذا بي تفاوتي در اين مقوله انتخاب نشانه كم بهره بودن انسانيت ماست كه به مصالح و سرنوشت خويش بهائي نميدهيم اما هر آنكه بهره بيشتري از انسانيت خويش دارد قطعا بيشتر در انتخاب اصلح تحقيق و تفحص بخرج خواهد داد و خود نيز درك بهتري از مصلحت خود و جامعه و نيازهاي كلي و جزئي كشور و شهر و جامعه و شخص خود ميبايد داشته باشد  پس از اين موهبت خداوندي حق انتخاب و گزينش كه فقط در وجود بشر بطور كامل نهادينه شده است در بهبود آينده خويش بخوبي استفاده نماييم