سلامتی تن و روان 6
سن والدين
سن بالاى پدر و مادر، هر دو، ممكن است باعث ايجاد اختلالات كروموزومى فرزند شود.
در مادران، از 40 سالگى به بعد و در پدران در سنين بالاتر، احتمال دارد جهشهاى ژنتيكى (موتاسيون) بيشتر ديده شود.
عقب ماندگى ذهنى
تقريباً سه در صد كل افراد جامعه به عقبماندگى ذهنى مبتلا هستند.
اين افراد ممكن است به يكى از انواع عقبماندگيهايى كه در اين مقاله به آنها اشاره شده است، دچار باشند.
عقبماندگى ذهنى از اختلالاتى است كه از ديرباز شناخته شده و به نامهاى مختلفى در تاريخ علوم پزشكى، روانشناسى و روانپزشكى از آن ياد شده است.
از قرون گذشته تا به امروز، هميشه نحوه برخورد جامعه و محافل قانونى با افراد عقبمانده متفاوت بوده است.
در گذشته دور، از آنها به عنوان ديوانه، مجنون، ناقصالعقل و كندذهن ياد مىشده است.
البته دو واژه اخير هنوز هم در زبان عامه رايج است، اما امروزه براى بحث درباره اين افراد، خصوصاً در محافل علمى، از اصطلاح «عقبماندگى ذهنى» يا افراد استثنايى استفاده مىشود.
عقبماندگى ذهنى چيست؟
در حال حاضر از سوى متخصصان و صاحبنظران روانپزشكى، روانشناسى و آموزشى و تربيتى، تعاريف مختلفى از عقبماندگى ذهنى ارائه مىشود.
اما هيچ يك از اين تعاريف مورد قبول همگان نيست.
با اين حال، تعريفى كه از سوى «انجمن نارسايى ذهنى» ارائه شده، بيشتر مورد پذيرش است.
اين انجمن، عقبماندگى ذهنى را به اين صورت تعريف مىكند:
«عقبماندگى ذهنى به شرايطى اطلاق مىشود كه در آن، عملكرد كلى ذهنى به طور مشخصى پايينتر از حد متوسط است و در عين حال در رفتارهاى انطباقى كودك در يدوره رشد، تأخير و نارسايى ديده مىشود.»
دوره رشد را معمو حد فاصل بين تولد تا 18 سالگى مىدانند.
بنابراين، نارساييهايى كه پس از سن 18 سالگى شروع مىشوند، عقبماندگى ذهنى تلقى نمىشوند.
عقبماندگى ذهنى همانند همه اختلالات، از شدت و ضعف بسيارى برخوردار است.
شخص عقبمانده، بسته به اين كه ميزان هوشش در چه حدى باشد، خصوصيات حركتى، رفتارى، اجتماعى و هيجانىاش شكل مىگيرد.
از اين رو، مهمترين عامل قابل بررسى در عقبماندگى ذهنى، عامل هوش است.
هوش، مقولهاى است كه روانشناسان هنوز نتوانستهاند در تعريف ماهيت و چگونگىاش به اتفاق نظرى كامل دست يابند.
در تعاريف مختلفى كه از هوش شده است، اغلب نقاط مشترك بسيارى ديده مىشود و حتى در مواردى موضوعات يكسان را در قالب الفاظ متفاوت بيان كردهاند.
در تمام تعاريف تقريباً به سه جنبه اساسى اشاره شده است، كه به نظر مىرسد ديدگاه نسبتاً جامعى را درباره ماهيت هوش به دست دهد.
اين سه جنبه عبارتند از:
1 ـ توانايى و استعداد كافى براى يادگيرى و درك امور;2 ـ هماهنگى و سازش با محيط;3 ـ بهرهبردارى از تجربيات گذشته، قضاوت و استدلال صحيح و پيدا كردن راه حل مناسب در رويارويى با مشكلات.
بنابراين، مىتوان عقبماندگى ذهنى را تأخير در رشد و عملكرد سه جنبه بالا دانست كه باعث مىشود فرد عقبمانده، نتواند همپاى همسالانش مهارتهاى مورد نياز و متناسب با سن خود را بياموزد و به عبارت ديگر، مهارتهايش با سطح سنىاش همخوانى ندارد.
همچنين، نمىتواند با محيط اطراف خود سازگارى و انطباق كافى برقرار كند، و سرانجام، از شركت در امور اجتماعى، به مقتضاى سن خود ناتوان است.
بسته به اين كه يك فرد در مقايسه با همسالان خود تا چه حد نسبت به يادگيرى موارد مذكور تأخير نشان دهد، شدت عقبماندگيها سنجيده مىشود.
از اين رو، فرض بر اين است كه هر چه هوش كودك ـ كه عامل شكوفايى استعداد او در يادگيرى و سازگارى اجتماعى است ـ بيشتر باشد، عقبماندگىاش داراى شدتى كمتر است و لذا، عقبماندگى ذهنى را با ميزان هوش افراد دستهبندى مىكنند.
سطوح عقبماندگى
عقبماندگى ذهنى را بر حسب درجات مختلفش به گونههاى متفاوتى طبقهبندى كردهاند.
بر اساس معيارهاى سنجش هوش، چنين فرض مىشود كه هوش متوسط برابر با 100 است.
افرادى كه هوششان، ميان 85 تا 100 است، در رديف «متوسط پايين» قرار دارند.
افرادى را كه ميان 70 تا 84 هستند، «سرمرز» مىگويند; يعنى در مرز عقبماندگى ذهنى و حد متوسط (پايين) قرار دارند.
كسانى كه از اين محدوده پايينتر و در زير 70 يهستند، عقبمانده ذهنى ناميده مىشوند.
معمو روانشناسان عقبماندههاى ذهنى (يعنى گروه زير 70) را نيز بر حسب ميزان انطباق رفتار اجتماعى، سازگارى با محيط و درجه هوش، به صورت زير طبقهبندى مىكنند:
1. خفيف:
ي عقبماندگان ذهنى خفيف با بهره هوشى 55 تا حدود 70، معمو كسانى هستند كه با رفتارهاى سادهلوحانه در اجتماع و كندذهنى در فعاليتهاى مدرسه شناخته يمىشوند.
اين افراد چون معمو عوارض جسمى و ناهنجاريهاى آشكار حركتى و قيافهاى ندارند، تا سنين مدرسه به عقبمانده بودنشان پىبرده نمىشود.
غالباً نخستينبار، معلم مدرسه است كه احساس مىكند كودك همانند ديگر شاگردان قادر به يادگيرى مطالب ارائه شده نيست.
اين طبقه از عقبماندگان، نسبت به ديگر عقبماندگان ذهنى، از سازگارى اجتماعى بيشترى برخوردارند و حتى اگر در جامعهاى ساده يا غير شهرى پرورش يابند، مىتوانند سازگارى حرفهاى نيز داشته باشند و به طور مستقل زندگى كنند.
اين افراد قادرند ازدواج كرده، خانواده تشكيل دهند.
اين گروه، 75 تا 85 درصد كل تعداد عقبماندگان با بهره هوشى زير 70 را تشكيل مىدهند.
2. متوسط:
عقبماندگى ذهنى متوسط، با بهره هوشى حدود 35 تا 55 مشخص مىشود.
در اين گروه، ناهنجاريهاى جسمى و اختلالات حسى و حركتى ديده مىشود، اما قيافه آنان تقريباً حالت عادى دارد.
توانايى انتزاعى اين گروه بسيار ضعيف است و سازگارى اجتماعى گروه قبل را ندارند.
مىتوان بعضى كارها و حرفههاى بسيار ساده و جزئى را به آنان آموخت.
اينان مىتوانند مراقبت بهداشتى و امور شخصى خود را بر عهده گيرند، ولى توانايى درك حق و حقوق خود را ندارند و به راحتى مورد سوء استفاده قرار مىگيرند.
از اين رو، لازم است براى اداره امور زندگى خود، از نزديك تحت نظارت و مراقبت باشند.
3. شديد:
بهره هوشى اين دسته از عقبماندگان ذهنى، ميان 25 تا 35 است.
رفتار انطباقى آنان بسيار ضعيف است و از لحاظ گفتار و كردار و رفتار از كودك 5 ـ 6 ساله فراتر نمىروند.
گرچه اين كودكان از عهده غذا خوردن و توالت رفتن و تميز كردن خود برمىآيند، ولى به هيچ وجه قادر نيستند خواندن و نوشتن فراگيرند.
از لحاظ گفتار نيز محدوديت دارند و قدرت تميز و تعميم مسائل را ندارند.
اين افراد مىتوانند به فعاليتهاى بسيار ساده و بازيهاى ابتدايى در حد كودك 4 ـ 3 ساله بپردازند.
4. عميق:
افرادى هستند با بهره هوشى كمتر از 20 تا 25.
توانايى ذهنى آنان در نهايت رشدشان، از يك كودك 3 ساله تجاوز نمىكند.
از لحاظ چهره و قيافه، ناهنجاريهاى آشكار و شديدى دارند و از همان ابتداى تولد يا در چند ماهگى به راحتى قابل تشخيص هستند.
در سنين بزرگتر توانايى كنترل ادرار و مدفوع خود را ندارند و نيازمند به مراقبت شبانهروزىاند و قادر به تكلم و يادگيرى مسائل حتى بسيار ساده هم ينيستند.
اينان در بيشتر موارد فاقد قدرت خوديارىاند و نمىتوانند مستق غذا خوردن ييا ديگر نيازهاى بسيار ابتدايى خود را برآورده سازند.
معمو اين افراد را در محلهاى خاص نگهدارى مىكنند.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..