سلامتی تن و روان 7
سوم ـ روابط خانواده
پس از ازدواج، بايد شالوده خانواده را بر اساسى محكم و پايدار پىريزى كنيم و از اين رو، نكاتى چند را بايد مورد نظر قرار دهيم:
1 ـ ارزشها;2 ـ محبّت;3 ـ گذشت.
ارزشها
زوجين نبايد نظريه شخصى خود را بر ديگرى تحميل كنند.
اگر چنين كنند، بايد مطمئن باشند كه ديگرى زير بار نمىرود.
بنابراين، بايد ارزشها و الگوها را پيدا كنند و سعى كنند، مقيّد به آن ارزشها باشند.
به بيان ديگر، آنچه حق است، مطرح است و تسليم شدن به حق مطرح است، و در اين صورت، خواه ناخواه، نظرها به طور نسبى، به يكديگر نزديك مىشوند و اين بحث برمىگردد به اين كه هر يك از زوجين بايستى بينشى صحيح داشته باشند كه در قسمت «راه و رسم مشخص زندگى» كتاب حاضر به آن اشاره شده است.
حاكم كردن ارزشها در خانواده، نظر شخصى نيست، بلكه تلاش طرفين است.
حرف حق نبايد بين زوجين تفاوت ايجاد كند، و نه تنها بين اين زوجين كه همه زوجين به نقطه مشتركى، در ثبوت خانواده و تربيت فرزند و اهداف زندگى مىرسند.
مهم اين است كه ما اين بينش صحيح را داشته باشيم.
نظر من و نظر تو، مطرح نيست، حق مطرح است و كوشش در راه رسيدن به حق، و اينچنين زندگى، چقدر خوش و زيبا و پرمعنا و عاقبت به خير خواهد بود.
2 ـ محبّت
مىگويند، اساس خلقت و آفرينش را محبّت تشكيل مىدهد.
محبت، واژههايى مختلف دارد; مانند عشق، دوستى، نيكى و نظاير آن.
عاليترين واژه محبت، «عشق» است و والاترين عشقها، عشق به پروردگار است.
گرچه انسانِ خدا، همه هستى را به عنوان آيات خدا دوست دارد، امّا بعد از عشق به پروردگار، از بهترين و والاترين عشقها، عشق زوجين و عشق در خانواده و بين همسران و كودكان و به عكس است.
اگر زوجين خانواده را محيط عشق قرار دهند، محيط خانواده، به گلستانى معطر و پرگل تبديل خواهد شد، و گلها و ميوههاى اين باغ، كه همان فرزندان باشند، ميوههايى سالم و شاداب و مطمئن خواهند بود.
از محبت تلخها شيرين شوداز محبت مسها زرين شوداز محبت دردها صافى شودوز محبت دردها شافى شوداز محبت دار تختى مىشودوز محبت بار بختى مىشوداز محبت لجن گلشن مىشودبى محبت روضه گلخن مىشوداز محبت نار نورى مىشودوز محبت ديو حورى مىشوداز محبت حزن شادى مىشودوز محبت غول هادى مىشوداز محبت نيش نوش مىشودوز محبت بشر موسى مىشوداين محبت هم نتيجه دانش استكى گزافه بر چنين تختى نشستالبته، در اشعار بالا، منظور از محبت، عشق پاك به پروردگار است، اما در پناه آن عشق، همه عشقهاى ديگر شكل مىگيرد، و گفتيم كه والاترين عشق، پس از عشق به پروردگار، عشق در خانواده و بين خود والدين و بين والدين و فرزند و برعكس بين فرزند با پدر و مادر است.
تمام تلاش زوجين بايد حاكم كردن عشق در محيط خانواده باشد.
آوردهاند كه مردى با زنى ازدواج كرد.
شروع زندگى با عشق و محبت بود.
در چشم زن، لكّهاى كوچك بود، اما در پناه اين عشق، مَرد، لكه چشم زن را نمىديد.
مدتى گذشت و رابطه مرد و زن، برهم خورد و بدبينيها حاكم شد.
در اين موقع، مرد متوجه لكه شد.
از زن پرسيد:
اين خال از چه موقع در چشم تو به وجود آمده؟ زن جواب داد:
از همان موقع كه به من بدبين شدى.
3 ـ گذشت
گرچه نتيجه طبيعى عشق، گذشت است و در عشق، عاشق در معشوق محو مىشود، امّا به هر حال، گذشت، يعنى خطاى ديگرى را اغماض كردن.
البته، واضح است كه عمل صواب يا سخن درست ديگران گذشت نمىخواهد، گذشت در برابر خطاى ديگران است.
در قرآن كريم نمونههاى زيبايى از گذشت آمده است; من جمله:
(والعافين عن النّاس).
(=همانان كه از مردم درمىگذرند.) و يا از صفات انسانِ خدا آمده است:
(وإذا مرّوا باللّغو مرّوا كراماً).
(=وچون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مىگذرند.)ي و اصو ناديده گرفتن خطاى ديگران، نشانه كمال تعالى انسان و رسيدن به فضاى اسماى ساتر، غفور و عفوّ و ديگر اسماى پروردگار است.
انسانِ خدا، در برابر بديها و نادانيهاى ديگران، با كينه برخورد نمىكند، بلكه با دلسوزى و نظر اصلاحطلبانه.
در اين جا يك سؤال ظريف و در همان حال، جالب پيش مىآيد و آن اين كه، با همسرم كه مرتب بد و اشتباهكارى مىكند، چگونه برخورد كنم؟ جواب را به صورت زير مطرح مىكنيم:
ياوّ:
اشتباههاى كوچك و بىاهميت را بزرگ جلوه ندهيم و از كاه، كوهى نسازيم و سهويات و مسائل پيش پا افتاده را نديده بگيريم.
ثانياً:
در اشتباههاى بزرگتر، عالمانه و پخته عمل كنيم و در محيط محبت و دوستى.
البته، به هر حال رعايت تكليف الهى در روابط خانوادگى نيز ضرورى است، اما آداب و احكام انجام تكليف نيز مهم است.
مواظب باشيم كه از عكسالعملهاى فورى خوددارى كنيم و محيط را نا امن نكنيم.
داد و فرياد و عصبانيت، نتيجه معكوس مىدهد.
و به هر حال، نبايد در زندگى خانوادگى مشاجره باشد.
ثالثاً:
بيشتر با عمل خود، به همسرمان همه چيز را بياموزيم تا با حرف.
و خلاصه، با فعل خود او را پند دهيد.
نتيجه
محيط خانه بايستى محيطى جذّاب و شيرين باشد و بهترين ساعات عمر بايستى در خانه و خانواده بگذرد; چرا كه همه سرمايههاى مادى و معنوى ما (خانه و زندگى و همسر و فرزندان) همه در اين محيط گرد آمدهاند.
اگر محيط خانه غمانگيز است، عيب از صاحبخانه است و صاحبخانه خطاكار است كه نمىتواند خانه خويش را جايگاه مسرّت و خوشى كند.
حقيقت اين است كه در دنيا هيچ چيز نيست كه مكرّر و يكنواخت باشد.
مردم كوتهبين همه چيز را يكنواخت و يكجور مىبينند و نمىتوانند در هر يك از مظاهر حيات، دقايق حال را، كه در لباسهاى مختلف جلوه مىكند، پيدا كنند.
بدين جهت، شما اگر هوشيار و خردمند باشيد، خوشبختى را در خانه مىجوييد و با كمى دقت، در آن جا وسايل خوشى و سرگرمى و لذت و تفريح خود را فراهم مىكنيد.
بهترين ساعات عمر آن است كه در خانه بگذرد.
در همه مراحل عمر، خانواده براى انسان سرچشمه مسرّت است.
كودك در روزگار طفوليت كه تازه چشم به دنيا گشوده است، در آن جا آرامش و سعادت را در آغوش مادر و دامان پدر مىيابد.
پس از آن، در دوره جوانى، كه بهار زندگى است و روح انسانى به آفتاب عشق و زناشويى گرم مىشود، باز هم لذت و فراغت را در خانه، در پناه همسر محبوب و مهربان خود پيدا مىكند.
در مرحله پيرى، كه گلهاى طلايى آمال، پژمرده و فرسودگى شروع مىشود، باز هم ساعاتى كه در خانواده و با همسر يا ميان فرزندان مىگذرد، قرين مسرّت و خوبى است و انسان احساس مىكند كه در كانون روحش، از زير طبقات خاكستر، جرقههاى نشاط و اميد جستن مىكند و اطفال كوچك با صورت نورانى و قيافه معصوم خود ستارگانى هستند كه پيران سالخورده، فروغ نشاط را از آنها اقتباس مىكنند.
آنان كه روحشان سرشار از عشق پاك است، از همه چيزهاى خانواده لذت مىبرند و براى آنان فضاى خانه، چون بهشت است كه هر ساعت و دقيقه مسرّتى تازه در آن مىيابند.
البته، علاقه ما به خانه از آن جهت است كه ساكنان خانه را دوست داريم; زيرا گفتهاند:
«از كوچه ليلى مىگذرم و بىاختيار در و ديوار را مىبوسم.
گمان نكنيد كه من ديوارها را مىپرستم، بلكه روحم از عشق كسى كه در اينجا زندگى مىكند لبريز است و ديوارها را به ياد و نام و عشق او مىبوسم.»
بلى، خانواده سرچشمه خوشبختى است از اين رو كه افرادش يكديگر را دوست مىدارند و داراى منافعى مشتركند و با يكديگر يكدل و يكرنگ.
نفاق و ريا ندارند و به يكديگر دروغ نمىگويند.
وقتى به دور هم مىنشينند، گفتگوهايشان مسرّتبخش است، و لبخندهاشان در اثناى صحبت، چون طليعه فجر سعادت، پرتو اميد و نشاط را در اعماق قلوبشان نفوذ مىدهد.
آنان خوشبختند، براى اين كه رشته محبت و وفا، به يكديگر ارتباطشان داده است.
چند توصيه براى حفظ عشق و محبت در محيط خانه و خانواده
1 ـ هر وقت همسر خود را مىبينيد، به او خسته نباشيد بگوييد و از يكديگر و كار و زحمتى كه همسر داشته، تقدير كنيد و همديگر را ببوسيد.
2 ـ در موقع كار، گاهى به يكديگر تلفن بزنيد و از احوال يكديگر جويا شويد.
3 ـ در امور خانه به همسر كمك كنيد.
4 ـ در روزهايى چون سالگرد تولد، عقد، عروسى و نظاير آن به يكديگر هديه بدهيد.
5 ـ گاهى با گل يا هديه به منزل بياييد و به يكديگر هديه تقديم كنيد.
6 ـ در مسافرتها براى يكديگر هديه بگيريد.
7 ـ صفات خوب يكديگر را تعريف كنيد و صفات بد را ناديده بگيريد.
8 ـ پاكيزه و خوشبو و خوشلباس باشيد و خانمها به آرايش در منزل و پاكيزگى خود و محيط منزل، بسيار اهميت بدهند.
بدن انسان بايستى هميشه پاكيزه و خوشبو باشد.
9 ـ به همديگر احترام بگذاريد و حتى الامكان از شوخيهايى كه شأن شما را كم كند، بپرهيزيد.
10 ـ همسرتان را با همسران ديگر مقايسه نكنيد; نه در ذهن خود، او را با ديگرى مقايسه كنيد (مرغ همسايه غاز است) و نه پيش خود او و يا در برابر ديگرى; چرا كه هر كسى يك مجموعه تواناييها دارد كه با توانايى ديگران نبايد مقايسه شوند.
11 ـ به خويشاوندان همسرتان احترام بگذاريد و عيوب آنان را به رو نياوريد و مخصوصاً پدر و مادر هر يك از زوجين، بايد مورد محبت و احترام ديگرى باشند.
اين هم وظيفه اخلاقى و انسانى است و هم در همسر تأثير مىگذارد.
12 ـ آخرين وصيت خضر به موسى اين بود:
هميشه عيوب و خطاى خود را در نظر داشته باش و عيوب و خطاهاى ديگران را ببخش.
یادداشتها برای بیادآوری نکات مهم است که در لحظه احتیاج کارگشاست و مورد نیاز...ممکن است درباره زندگی باشدیاحیطه ذهنی ؛ فکری ؛ اعتقادی ؛ تاریخی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی..